نه با كليسا و مذهب . از اين رو ، قانون ما در آمريكا ، تكاليف مذهبى را معين نمىكند ، بلكه در حقيقت هشيارانه آنها را حذف مىكند . قانون در آمريكا فقط يك تماس محدودى با اجراى وظايف اخلاقى دارد . در حقيقت يك شخص آمريكايى در همان حال كه ممكن است يك فرد مطيع قانون باشد ، ممكن است يك فرد پست و فاسدى هم از حيث اخلاق بوده باشد . ( 1 ) عبارات جاكسون تا اينجا بهترين توضيح دهندهء نظريهء سكولاريسم در قانون و سياست مىباشد كه امروزه در آمريكا و در كشورهاى غربى معمولا در جريان است . سپس جاكسون ، عبارات خود را چنين ادامه مىدهد : « ولى برعكس آن ، در قوانين اسلامى ، سرچشمهء وضع قانون ، ارادهء خدا است . اراده اى كه به رسول او محمد ( ص ) مكشوف و عيان گرديده است . اين قانون و ارادهء الهى تمام مؤمنين را جامعهء واحدى مىشناسد گر چه از قبايل و عشاير گوناگون تشكيل يافته و در مواضع و محلهاى دور و مجزّا از يكديگر واقع شده باشند . در اينجا مذهب ، نيروى صحيح و الصاق دهندهء جماعت مىباشد نه مليّت و حدود جغرافيايى . در اينجا دولت هم مطيع و فرمانبردار قرآن است و مجالى براى قانونگذارى ديگرى باقى نمىگذارد ، چه رسد به آنكه اجازهء انتقاد و شقاق و نفاق بدهد . به نظر مؤمن ، اين جهان دهليزى است به جهان ديگر كه جهانى بهتر مىباشد و قرآن و قواعد و قوانين و طرز سلوك افراد را نسبت به يكديگر و نسبت به اجتماع آنها معيّن مىكند تا آن تحوّل سالم را از اين عالم به عالم ديگر تأمين نمايد .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 75
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٧٥
هامش
( 1 ) حقوق در اسلام ، تأليف مجيد خدورى و هربرت ج . ليسبنى ، با مقدمه اى از روبرت هوگوت جاكسون صفحات الف ، ب ، ج .