تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
نداريم . اين بيمارى چيست و درد آن كدام است اين همان بيمارى جهل و نادانى است كه خودخواهى و عقب ماندگى و حقكشىها و خونريزى و خودكامگىها و پاى گذاشتن روى همهء ارزشهاى والاى انسانى ، دردهاى عافيتنماى آن مىباشد . نخست بگذاريد ببينيم اين مرض ، قابل معالجه است يا نه سپس بپردازيم به بحث مختصات جهل و طرق معالجهء آن . ناصر خسرو مىگويد :
درد نادانى برنجاند ترا ترسيم همى درد نادانيت را گرنه به علم افسون كنى از تو خواهند آب زان پس كاروان تشنگان گر تو از هامون گريزى روى زى جيحون كنى
بعضى ديگر از صاحبنظران مىگويند : نه هرگز ، بيمارى جهل چيزى نيست كه قابل معالجه باشد . مىگويد :
لكلّ داء دواء يستطبّ به ألَّا الجهالة أعيت من يداويها
( براى هر دردى دوائى است كه با آن دوا معالجه اش مىكنند ، مگر نادانى كه ناتوان كرده است هر كس را كه بخواهد آن را معالجه كند . ) ما اين نظريه را كه به طور مطلق مطرح كرده‌اند نمىپذيريم . آنچه كه در اين مسئله منطقى و قابل قبول است ، اينست كه اولا ما بايد جهل و مقاومت بر مبناى آن را به اقسام موجود در آن تقسيم نماييم تا مسئله چهرهء واقعى خود را براى ما روشن بسازد .

1 - جهل بسيط با بيطرفى از متعلق آن

( آنچه كه مجهول است ) يعنى انسان نمىداند چيزى را ، يعنى آن چيز براى او مجهول است و در بارهء آنچه كه مجهول است نظر و