تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩
تحقيق قرار بدهيم .

زيانهاى ناشى از جهل ، مخصوصا نوع جهل مركب آن

معناى نادانى عبارتست از گسيخته شدن عوامل درك انسان از واقعيتهاى خارج از خود . از طرف ديگر بديهى است كه ارتباطات تكوينى انسان با واقعيتهاى خارج از خود ( جهان هستى ) هيچ وقت مشروط به علم و شك و ظن و پندار و گمان نيست ، يعنى تأثير و تأثر انسان با جهان جز خود ، مشروط به اين نيست كه او بداند يا نداند ، بخواهد يا نخواهد . به عنوان مثال هواى آلوده ، غذاى مسموم براى سلامت انسان مضرّ است و رسانيدن اين ضرر نيازى به آن ندارد كه او بداند . به همين جهت است كه تمامى انبياء و اولياء اصرار شديد براى رفع كردن جهل و نادانى از افراد نوع بشر داشته‌اند . تفاوتى كه ما بين جهل بسيط و جهل مركب وجود دارد در اينست كه آدمى كه نمىداند و در عين نادانى خود را دانا تلقى نمىكند ، همواره در معرض توجه و تحصيل آگاهى است و اصرار بر آن حالت ظلمانى خود ندارد در صورتى كه شخص مبتلا به بيمارى جهل مركب ، كه خود را دانا مىداند هرگز در معرض و در صدد تحصيل علم برنمىآيد ، مگر اين كه حوادث محاسبه نشده از راه برسد و او را تكان بدهد و به خود بياورد تا بفهمد در ظلمات جهل غوطه ور است . حال مىپردازيم به ملاك بزرگى و كوچكى ضررى كه در نتيجهء جهل به انسان وارد مىگردد .

ملاك و مبناى ضرر جهل از نظر بزرگى و كوچكى ، وابسته به اهميت آن حقيقت است كه مجهول است

اين يك اصل كاملا بديهى است كه مبنا و ملاك بزرگى و كوچكى ضرر بستگى به