تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠

خوبى روشن مىشود كه فن سياستمدارى همچون يك هنر دستى از فنون تجربى است و از لحاظ ارتباط مستقيم آن با نيازمنديهاى افراد و شهروندان و حوادث روزمرهء كشور و روابط آن با كشورهاى دور و نزديك همچون لباسى است كه بايد از انسجام و وحدت و يكپارچگى برخوردار باشد . يك سياستمدار ماهر پس از آگاهى بر قواعد كلى اخلاقى و علوم پايهء نظرى و برخوردارى از صفات و كمالات نفسانى مانند حكمت ( حكمت عملى ) ، شجاعت و عفت كه در عدالت خلاصه مىشود ، بايد در مقام عمل و حفظ مناسبات همزيستى ميان شهروندان و حفظ روابط همجوارى با كشورهاى ديگر از امور جزئيهء عملى و واقعيتهاى متغير پيرامون خود ، آگاهى گسترده و هوشمندانه داشته باشد تا بتواند از عهدهء اين مسئوليت تجربى به خوبى برآيد . خلاصه اين كه عنصر بنيادين سياستمدارى ، انديشه گرايى در كليات و اصول و قواعد عقلانى يا مذهبى كه در فراخور عقل نظرى است ، نمىباشد ، بلكه وظيفهء اصلى او ، تشخيص و وقوف بر موضوعات و رخدادهاى درونى و برونى كشور و واقعيتهاى متغير ژئوپوليتيك ، آن است كه به كلى از حوزهء انديشه برتر عقلانى و عقل نظرى بيرون است اما همانطور كه عقل عملى پيوسته نقش رابط ميان علم و عمل يا معقول و محسوس را ايفا مىكند و كليات عقل نظرى را بر جزئيات و صغريات عقل عملى منطبق مىسازد ، سياستمدار نيز بايد بايستىهاى خود را از انديشه فيلسوفان و متفكران اخلاق كسب اطلاع كرده و بر مصاديق و موضوعات جزئيه كشور در مقام عمل به هستىهاى متغير و جزئى پيرامون خويش ، منطبق سازد تا رخدادها و هستىهاى مقدور كشور با بايستىهاى اخلاقى و عقلانى كاملا هماهنگى داشته باشد . » ( 1 ) چند مسئله مهم وجود دارد كه بررسى آنها با نظر به سخنان مؤلف ضرورى به نظر

هامش
( 1 ) . همين مأخذ ، ص 78 و 79 .