مىسازد . خدا است اول ، خدا است وسط ، خدا است آخر همهء كائنات ( 1 ) خدا است مقياس حقيقى عدالت براى مردمى كه آفريده است در همهء اشياء و ايمان به وجود او اساس همهء قوانين است . اين است عقايد با عظمت و ضرورى كه بايستى ملاك تربيت فرهنگى فرزندان قرار بگيرد . اين است آن عقائد با عظمت كه اگر قانونگذار ، انسانى حكيم باشد بايد با همهء وسائل لازم و جدى در نفوس شهروندان جايگير بسازد . اين عقائد به همان اندازه كه ساده است ، مفيد است . اين عقائد به سه قضيهء اساسى بر مىگردد : 1 . اللَّه 2 . نظارهء او بر هستى 3 . دادگرى او كه هيچ تمايلى به آن راه ندارد . انسان بدون اين عقائد در اين دنيا [ هنگامى كه تسليم تمايلات و تاريكيهاى شهوات و نادانىهايش مىگردد ] در ميان امواج تصادفها گم مىشود . آن انسان منكر خويشتن است مادامى كه نمىداند از كجا آمده است و چيست آن ايده آل مقدس كه بايد نفس خود را براى پيروى و تكيه بر آن رياضت بدهد . و براى دولت مادامى كه به اين قاعده متمركز نشود هيچ قاعدهء ثابتى وجود ندارد ، زيرا عدالت كه برپا دارندهء حيات دولت و نظام آن است به جريان نمىافتد مگر از طرف خداوندى كه عدالت با جوهر ابدى او متحد است . بنا بر اين ، سزاوار است كه از آن ساليان اوليهء فرزندان ، براى كاشتن اين عقائد مقدس در دلهاى همهء آنان مبادرت بورزيم و اقدام نماييم . بلكه خود قانون نبايد در به ثمر رساندن آن عقائد بوسيلهء اقناع و شدت به خرج دادن در بارهء كسانى كه به جهت ضعف نفس يا آلودگىهاى اخلاقى آن عقايد را فراموش مىكنند و مىگذارند در درونشان محو شود ، سستى بورزد . هر تربيتى كه دينى نيست ناقص و باطل است . و هر دولتى كه شهروندان آن از اين مسائل با اهميت رويگردان شود آن دولت در معرض نابودى است . حقيقت چنان نيست كه
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 173
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٧٣
هامش
( 1 ) . اين مطلب در كتاب قوانين افلاطون كتاب چهارم پاسخ 56 مرد آتنى به اكلينياس ، ت ص 129 دانشمند محترم حسن لطفى .