تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
تعيين سرنوشت حقوقى مردم جامعه ندارند . همچنين است اقتصاد ، سياست ، اخلاق ، فرهنگ و غيره . بدين ترتيب ، معناى « حقوق پيشرو » چنين است كه تأمين كنندهء ابعاد حقوقى شايستهء مردم ، آن قسمت از اصول و قواعد است كه ارتقاء و تكامل هويت انسانى را هم به اضافهء تنظيم حيات طبيعى آن تضمين نمايد . بديهى است كه هيچ نظام حقوقى ، اخلاقى ، فرهنگى ، سياسى و اقتصادى نمىتواند پيشرو محض و يا پيرو محض بوده باشد ، زيرا درك و دريافت عقلى و وجدانى و تجربى انسانها ، در تشخيص و طرز اجراى موضوعات زندگى آنان ، نقش بسيار مهمى دارند ، به همين جهت است كه دين اسلام عقول و دلها و تجارب انسانها را در تشخيص موضوعات [ مگر موارد بسيار بسيار اندك ] حجت و لازم الاتباع قرار داده و از اين جهت است كه اسلام در قلمرو موضوعات و تمايلات قانونى ، نظام پيروى مىدارد ، يعنى اين مردم هستند كه بايد موضوعات و طرق زندگى و تمايلات قانونى خود را كه ضررى بر جسم و روح آنان وارد نسازد ، تشخيص دهند و ايجاد كنند . بنا بر اين ، اسلام در قسمت موضوعات و پديده‌ها و برآوردن نيازهاى اصيل حيات بشرى جنبهء پيروى دارد ، خواه در قلمرو حقوق باشد و خواه اخلاق و سياست و فرهنگ و غير ذلك . و با نظر به حقوق و اخلاق و فرهنگ و سياستى كه بتواند حيات هدفدار آدميان را در جاذبهء كمال مطلق قرار بدهد و پاسخ سئوالات اساسى او را ( من كيستم از كجا آمده‌ام به كجا آمده‌ام در اين دنيا با كيستم براى چه آمده‌ام به كجا مىروم ) بدهد ، حتما لازم است از يك عده اصول و قواعد پيشرو در ارتباطات چهارگانه ( ارتباط انسان با خويشتن ، ارتباط انسان با خدا ، ارتباط انسان با جهان هستى و ارتباط انسان با بنى نوع خود ) تبعيت نمايد . مانند اصلاح ذات خويشتن با اتصاف به اخلاق عالى ، برخوردارى روحى از ارتباط با خداوند سبحان . بهره بردارى مسئولانه از جهان هستى كه