اين كه سياست يك حرفهء خاصّ و احتياج به تخصص دارد ، هرگز منافاتى با لزوم آبيارى سياست و حكومت با بعد الهى انسانها ندارد .
براى اثبات اين كه سياستمدارى هنر مخصوصى است ، تشبيهى بسيار خوب از افلاطون نقل شده است كه او چنين مىگويد : « هنر سياستمدارى هنر بافندگى است . بايد ديد كه يك بافندهء ماهر چگونه نخست پشم را به رشته تبديل كرده و سپس رشتهها را با چه تمهيد و نظم مخصوص به هم تابيده ، آن گاه به كارگاه بافندگى خود مىسپارد و سرانجام از آن كارگاه پارچهء زيبايى را بيرون مىآورد كه به قد و قامت انسان زيبنده باشد . . . هنر سياستمدار هم همچون صنعت بافندگى است كه مىتواند گروه هايى از انسانهاى آزاد و جداى از يكديگر را به هم پيوسته و سازماندهى نمايد و روابط همزيستى آنان را از روى دقت و مهارت چنان به هم پيچيده و تابيده سازد كه مانند يكپارچگى لباس بر قامت كشور زيبنده و آراسته گردد . » ( 2 ) سپس مؤلف حكمت و حكومت در توضيح و اثبات جملات افلاطون چنين مىگويد : « از اين تشبيه فيلسوفانه افلاطون ، همچون سخن پيشين ارسطو اين مطلب به