4 . تكاليف مالى براى تنظيم بعد مادى
مانند زكات ، خمس و حق معلوم كه به ملاك ريشه كن كردن فقر مقرر شده است و جلوگيرى از كنز ( جمع و انبوه نمودن طلا و نقره و ديگر ما يحتاج مردم و احتكار و تكاثر در مسير هدف قرار دادن مالكيت ) ربا و تجاوز به مال ايتام و غير ذلك . در قطب مقابل اين تكاليف ، حقوقى مقرر شده است ، يعنى فقراء و ديگر موارد مصرف زكات ، حق معيشت از زكات دارند . همچنين حقوق و كسانى كه مستحق استفاده از خمس و حق معلوم دارند . همچنين مستمندان جامعه حق دارند كه از اموال كنز شده بهره بردارى كنند . يعنى حاكم اسلامى موظف است طلا و نقرههاى اندوختهء غير عادى را كه به ضرر معيشت جامعه است به جريان بيندازد . . . يك - * ( إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَالْمَساكِينِ وَالْعامِلِينَ عَلَيْها وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقابِ وَالْغارِمِينَ وَفِي سَبِيلِ الله وَابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِنَ الله وَالله عَلِيمٌ حَكِيمٌ . ) * ( 1 ) ( جز اين نيست كه زكات براى رفع نيازمندىهاى فقراء و بينوايان و كسانى كه كارمند يا كارگر در امور زكاتند و آنان كه براى دلدادن به اسلام آماده شدهاند و آزادسازى بردگان و آنان كه از اداى دين خود ناتوانند و هر آنچه كه راه خدا محسوب مىشود و درماندگان در سفرها . اين مقررى از طرف خداوند واجب شده است و خداوند دانا و حكيم است . ) دو - * ( وَاعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّه خُمُسَه وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبى وَالْيَتامى وَالْمَساكِينِ