تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
پيدا كردن شرط تحول و انقلاب روانى ، بزرگترين انقلاب را در تاريخ بشرى به وجود آورده است نهايت امر اين تحول را كه مورتى شرط آن را پيدا كرده است ، نه براى به وجود آمدن انسانى كاملتر است ، بلكه براى برگشتن به دوران غارنشينى است كه هيچگونه نياز به دانستن و فلسفه و الهيات و تصورات و مفاهيم ما وراء الطبيعه و علم و معرفت و هيچگونه ايدئولوژى و انديشه و غير ذلك ندارد بدان جهت كه تاكنون پاسخ جملات مورتى در اين مقاله ، با اشكال گوناگون گفته شده است ، تفصيل ديگر در اين مورد نمىدهيم . فقط بايد دانست به كدامين علت ، سخنان مورتى كه به نظر او و پيروانش قطعا جنبهء فلسفى و ايدئولوژى دارد ، از نظريه خود او ( احمقانه بودن همهء ايدئولوژيها و فلسفه‌ها ) استثناء شده است اين كه مىگوييم : سخنان مورتى هم جنبهء فلسفى و ايدئولوژى دارد ، براى اينست كه سخنان او جنبهء علمى ندارد ، زيرا اگر علمى بود ، مىبايست مورد پذيرش همهء كسانى كه آنها را مطالعه كرده‌اند ، قرار مىگرفت . طلسم و جادو و كهانت هم نيست ، زيرا مفردات و جملات و همهء واژه هايى كه به كار برده است ، هر يك به تنهايى داراى معنايى روشن و قابل فهم همگان مىباشند . پس سخنان او هم نوعى فلسفه و ايدئولوژى است ، نهايت امر براى ساده لوحان و پيروانش . ما جسارت نمىكنيم ، بلكه عبارت خود مورتى جسارت كرده مىگويد : آنها همه احمقانه هستند جاى نهايت شگفتى است كه مورتى با كدامين وجدان علمى به خود اجازه داده است كه همهء انواع فلسفه‌ها و الهيات و تصورات و مفاهيم ما وراء الطبيعه و ايدئولوژىها را مردود قلمداد مىكند ، در صورتى كه اگر او مىخواست همهء عمر خود را در بررسى و تحقيق در همهء جوانب يك مكتب فلسفى و يك ايدئولوژى سپرى كند ، عمر او وفا نمىكرد ، با اين حال مىگويد : هيچ يك از آنها را تجويز نمىكنيم و متوجه نباشد كه اگر بشريت به تجويز و عدم تجويز من و او گوش فرا مىداد ، هنوز از غارنشينى نجات پيدا نمىكرد . اميدوارم اين جمله : « به نظر من همه ايدئولوژيها كاملا احمقانه
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 75 | محمد تقي جعفري