30 ، 34 - ثمّ يأتي بعد ذلك طالع الفتنة الرّجوف ، و القاصمة الزّحوف ، فتزيغ قلوب بعد استقامة ، و تضلّ رجال بعد سلامة و تختلف الأهواء عند هجومها ، و تلتبس الآراء عند نجومها ( سپس طلايهء فتنهء اضطرابانگيز و شكننده و خزنده [ از راه مىرسد ] پس دلهايى كه پيش از آن با استقامت بودند ، مىلغزند ، و مردانى پس از سلامت نفس گمراه مىگردند ، در آن هنگام كه فتنه هجوم بياورد ، هواها و خواهشها متخلف گردد و آراء و نظريات در موقع بروز آن مشتبه شود )
آمادهء مقاومت در برابر طوفانهاى مرد افكن فتنهها باشيد ، و گر نه ساقط مىگرديد
بنا به عقيدهء بعضى از شارحين نهج البلاغه منظور از اين فتنه ، آشوبها و اضطرابات تاتار است كه اغلب جوامع اسلامى را در بر گرفت و مصيبتى به بار آورد كه مىتوان گفت : هنوز آثار آنها در اين جوامع باقى است . براى سالم ماندن در برابر فتنهها و عوامل ويرانگر فرهنگى و دينى و ارزشى و اقتصادى و حقوقى بايد بطور جدى از دو عامل نيرومند اساسى برخوردار بود : عامل يكم - تعليم و تربيت صحيح و جدى براى آموزش و پرورش انسانهاى جامعه بر مبناى « حيات معقول » كه بر اساس محكم حقائق در دو قلمرو « انسان آن چنان كه هست » و « انسان آن چنان كه بايد » استوار است ، بدون اين عامل ، هيچگونه توقعى براى حفظ انسان و انسانيت نمىتوان توقع داشت ، دليل اين مدعا كاملًا روشن است ، و آن اينست كه هيچ تمدن و فرهنگ و حيات اجتماعى مطلوب و عمل به قوانين صالحه و احساس موجوديت بدون آموزش اصول و قوانين صحيح در زندگى و بدون پذيرش و ايمان به آنها ، امكان پذير نبوده و نخواهد بود ، زيرا هيچ انسانى با داشتن امتيازات و اسباب فوق براى زندگى در « حيات معقول » از مادر متولد نمىشود و همهء آن امور را در همين دنيا فرا مىگيرد و در صورت اشتياق به « گرديدن » خود را بمقتضاى آنها مىسازد .
عامل دوم - ارادهء جدى و همّت براى « گرديدن » و تحول از يك جاندار محض به