تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧

همان گونه كه رادمردان تاريخ عظمتها و نيكىها را از يكديگر اقتباس مىكنند ، تبهكاران ضد انسان فتنه و فساد و پستىها را با پيمانهايى كه مىبندند به يكديگر به ارث مىگذارند .

در صورتى كه ستمكارى و تبهكارى در قومى يا يك شخصى به بالاترين حدّ خود نرسد ، بطورى كه اميد بازگشت از آن نابكاريها براى آنان ، قطع نشود ، ممكن است از راه منحرف برگردند و اگر راهى كه در پيش گرفته باشند ، قابل بازگشت نباشد ، به سوزاندن شخصيت خود مىپردازند و از بين مىروند ، و اگر ستمكارى و تبهكارى آنان به بالاترين حدّ خود برسد بطورى كه كمترين اميدى براى انصراف آنان از راه و مقصدى كه پيش گرفته‌اند ، نمانده باشد ، در اين صورت براى تتميم و تكميل نابكاريهاى خود كه ناشى از بىنهايتگرايى آدمى است ( 1 ) اقدام به توليد مثل و پيمان بستن با درندگانى امثال خود مىنمايند زيرا كه ديگر هيچ ارزش و حقيقتى براى آنان مطرح نيست و از طرف ديگر براى تقويت يا توجيه وضع خود نيازمند ياران همساز و هم مشرب هستند كه بدون بستن پيمانها و داد و ستدها و قربان صدقه رفتنها و حتى فرهنگ ساختنهاى تصنعى ، امكانپذير نمىباشد . 28 ، 29 - و عن قليل يتبرّأ التّابع من المتبوع ، و القائد من المقود ، فيتزايلون بالبغضاء و يتلاعنون عند اللَّقاء ( و در اندك زمان پيرو از پيشرو خود برائت جويد و فرمانبر از فرماندهش . آنان با

هامش
( 1 ) اشتياق به بىنهايت گرايى در وجود آدمى يك نيروى فعال اصيل است ، ولى چگونگى بهره بردارى از اين نيروى بسيار با عظمت به اختيار او است كه اگر در مسير خير و كمال قدم بردارد ، عقل و قلب و زبان و همهء نيروهاى او به كيمياى سازندهء جوهر اعلاى وجود مبدل مىگردد و اگر در مسير شرّ و تباهىها و خودكامگىها گام بردارد ، همهء نيروها و استعدادهاى او بقول مولوى مبدل به كيمياى زهر مار مىگردد -كيمياى زهر مار است آن شقى بر خلاف كمياى متقى گر گلى گيرد به كف خارى شود ور سوى يارى رود مارى شود
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 347 | محمد تقي جعفري