12 - از يك جهت رابطهء انسان با جهان هستى ، مانند ارتباط او با كوه هايى است كه هر صدايى را ايجاد كند ، به خود او بر مىگردد -
اين جهان كوه است و فعل ما ندا
سوى ما آيد نداها را صدا
در يكى از روزهاى اخير يك دانش پژوه تكاپوگر در تحقيقات كمپيوترى در دانشكدهء فيزيك تهران [ كه آن روز اين جانب در آنجا در بارهء قانون عليت و تحولاتى كه در طول تاريخ ديده است ، سخنرانى نمودم ] به اين جانب گفت : من از شما وقتى مىخواستم كه شما را ببينم ، با موافقت طرفين ساعتى در يكى از روزهاى بعد از سخنرانى براى ديدار معين شد . ايشان در همان ساعت به منزل اين جانب آمدند و گفتند : من در امور كمپيوترى اشتغال دارم و اخيراً مطلبى به ذهنم رسيده است مىخواهم آن را با شما در ميان بگذارم . گفتم : بفرماييد . ايشان گفتند : مطلبى كه به ذهنم خطور كرده است ، اينست كه جهان هستى كه ما در آن زندگى مىكنيم ، مانند كمپيوترى است كه انسان هر اطلاع و يا هر واحدى را كه وارد آن دستگاه كند ، قطعاً در فعاليتهاى آن كمپيوتر وارد شده و در نتائجى كه بدست خواهد آمد ، [ خواه انسان بخواهد خواه نخواهد ، آن را فراموش كند يا در يادش باشد ، به حساب بياورد يا نياورد ، ] وجود پيدا خواهد كرد . بيانات ايشان بطور كلى قانعكننده بود و همان منشأ اصلى ، آن اصل ثابت را توضيح مىداد كه از قرون و اعصار گذشته با بيانات مختلفى تحت عنوان « هر عملى در جهان هستى عكس العملى دارد » اين اصل به اضافهء اين كه به مشاهدات فراوان ما مستند است ، و عقل آن را تأييد مىنمايد ، منابع اسلامى با تأكيد كامل آن را مطرح كرده است . حال ، هر حكم وجدانى و عقلى كه مستند به اين منشأ است ثابت و اولى مىباشد .
اين تمثيل ، يك قضيهء بسيار مفيد ديگرى را به ياد مىآورد . آن اينست كه تا پيش از كشف و به كار بردن امواجى كه عامل انتقال اعراض [ باصطلاح فلسفه و منطق ] از جايى به جايى ديگر مىباشند ، حتى اغلب دانشمندان هم مىگفتند : اعراض قابل نقل و انتقال