نيازهاى تجملى .
6 - اصل زيباسازى محيط طبيعى كه انسان در آن زندگى مىكند و غير ذلك . بديهى است كه احكام موضوعه براى محافظت به اصول مزبور ، ثابت و اولى مىباشند .
نوع دوم
- انسان در اين ارتباط به كمك حواس و عقل و وجدان و به راهنمايى پيامبران و صاحبنظران متعهد ، بايد آن اصول را كه بصلاح انسان و بايستگىهاى او در بهره بردارى معنوى از جهان هستى است ، بياموزد ، از آن جمله : 1 - اصل ضرورت نگرش به اين دنيا از ديدگاه آيات إلهى كه با اين چهره هدفدار بودن خود را براى انسانها اثبات مىكند .
2 - اصل لزوم ذخيره سازى از اين دنيا براى سراى ابدى كه سرنوشت همهء انسانها به آن ختم مىگردد .
3 - اصل تلقى كردن اين دنيا همانند يك معبد بزرگ كه با نيت عضويت در مجموعه اى از موجودات انسانى و غير انسانى كه رو به هدف اعلا پيش مىروند .
4 - اصل تلقى كردن اين دنيا بمنزلهء تجارتخانه بسيار سترگ كه امروز روز كار و كوشش است و فردا سود بردن ، يا مزرعه ، كه امروز روز كشت و كار است و فردا روز جمع كردن محصول .
4 - ثابتها در ارتباط انسان با افراد همنوع خود
اين ثابتها هم بر دو قسم اساسى تقسيم مىگردند :
قسم يكم - ثابتها در ارتباط انسان آن چنان كه هست با افراد همنوع خود
- قسم دوم - ثابتها در ارتباط انسان آن چنان كه بايد با افراد همنوع .
انسان در ارتباط قسم اول اصول ثابت فراوانى دارد كه هر اندازه آگاهى فرد و جامعه و گردانندگان جامعه در بارهء آنها بيشتر و بهتر بوده باشد ، بديهى است كه به همان اندازه از امتيازات آنها بيشتر و بهتر برخوردار خواهند بود :