تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
( اينك گروه ستمكار از جا برخاسته است ، پس كجا هستند كه قيام براى خدا كنند كه سنتهاى پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم براى آنان بيان شده و خبر [ از بايستگيها و شايستگيها ] پيشتر براى آنان گفته شده است . )

تا به خود بياييد خودكامگان سلطه جو وارد ميدان شده‌اند ، اى انسانهاى الهى برخيزيد و امان به نابكاران ندهيد

تصور اين كه روزى فرا رسد كه روى زمين از لوث خودكامگان سلطه جو پاك شود و ميدان براى انسانهاى الهى و كمال يافته آمادهء مسابقه در خيرات شود ، تصويريست آرمانى كه تاريخ سرگذشت بشر بىپايه بودن آن را اثبات كرده است . انسانهاى طالب كمال و جوياى « حيات معقول » براى خود و جامعه ، نبايد كمترين غفلت را به خود راه بدهند و بايد بفهمند كه هيچ جامعه اى خالى از نابكاران خودپرست كه هيچ انسانى را بدون قرار دادن در سلطهء خود به رسميت نمىشناسد ، نبوده و نخواهد بود . اينان همواره در كمين رهروان منزلگه كمال نشسته و همهء مردم را در تير رس خود مىخواهند . امير المؤمنين عليه السلام در آن برهه از تاريخ قرار دارد كه انواع و گروههايى گوناگون از خودكامگان سلطه جو كمين گرفته ، مىخواستند جامعهء آن روزى را از وجود يك انسان كامل خالى كنند . آن انسان كامل كه عدالت و محبت را براى همهء مردم قلمرو زمامدارى خود گسترده بود ، آن انسان كامل كه هيچ كس مانند او انسان و ابعاد او را نشناخته بود ، با رفتن اين خورشيد ، فضاى جامعه تاريك گردد تا هوسرانان و شهوتپرستان و جهانخواران چونان خفاشان كه خورشيد را يگانه دشمن جانى خود مىدانند ، جامعه را زير سلطهء خود در آورند و در نتيجه جامعه اى را به وجود بياورند كه مطيع خواسته‌هاى حيوانى آنان باشد و هيچ اصل و مبنائى جز « من و ديگران وسيله » را به رسميت نشناسند عدالت نابود ، ظلم شايع ، عفت و پاكدامنى رفته ، و بيحيايى و بىشرمى جاى آن را گرفته ، عهد و پيمانها اعتبار خود را از دست داده ، فريب و نيرنگ جاى منطق احياء كنندهء