اين سوى ابديت است سازگار باشد . براى تكميل بررسى در بارهء طلحه و زبير و جريانات مربوط به آن دو پيمانشكن مراجعه فرماييد به : مجلد سوم از صفحهء 21 تا 24 - داستان ناكثين ( پيمانشكنان ) و تحليل داستان پيمانشكنان . از صفحهء 169 تا صفحهء 170 - آيا زبير در مسئلهء پيمان زمامدارى ظاهر سازى كرده بود انكار پس از اقرار شنيده نمىشود . و مجلد پنجم از صفحهء 25 تا صفحهء 26 - آنجا كه پيمانشكنان ، انداختن جرمى را به گردن انسانى مبرّا وسيله اى براى ارتكاب جرمى ديگر قرار مىدهند . مجلد پنجم ، از صفحه 27 تا صفحه 28 - داستان پيمان شكنان چه ريشه هايى داشته است
14 ، 15 - و لكلّ ضلَّة علَّة ، و لكلّ ناكث شبهة ( و براى هر گمراهى علتى و براى هر پيمانشكنى شبهه ايست . )
هيچ گمراهى بىعلت نيست و براى هر پيمانشكنى شبهه ايست
آن دو پيمان شكن با اعراض از امير المؤمنين عليه السلام گمراه گشتند . اين گمراهى مانند ديگر پديدهها معلول علتى است . علت در پديدههاى انسانى بر دو قسمت عمده تقسيم مىگردد : علل اختيارى و علل غير اختيارى . 1 - علل اختيارى گمراهىها - امورى هستند كه انسان توانايى جلوگيرى و امتناع از آنها را دارا است ، مانند هوسبازىها ، خودكامگىها ، كبر و نخوت ، سلطه جويى و غير ذلك . ريشهء اساسى اين امور اگر چه غير اختيارى مىباشد ، با اين حال رويانيدن و به فعليت رسانيدن و بهره بردارى از آن ريشهها اختيارى است . توضيح اين كه ريشهء هوسبازىها و خودكامگىها كه عبارتست از تمايل به لذت و نشاط ، قطعا حقيقتى است مربوط به اصل خلقت آدمى و اختيار در آن راهى ندارد ، ولى اگر انسان تعقل و وجدان كمال جوى خود را به كار بيندازد و از تجارب بسيار فراوانى كه از مشاهده نتائج هوسبازيها و خودكامگىهاى بىقيد و شرط ، بدست آمده است ، مىتواند تمايل به لذت را در مسير معتدل مهار كند و مطابق اصول عقلى و وجدانى از آن استفاده كند . حال ، اگر يك انسان با داشتن اين توانايى ، همت به