بردارند در چنين وضعى در صدد پيدا كردن يار و ياور بر مىآيند . اشخاصى را مىبينند كه مانند خود آنان به همين بيمارى خوشايند گرفتارند و آنان نيز با همان انگيزه وارد عرصهء جست و خيز و رقاصى شدهاند . هنگامى كه اينان همديگر را پيدا كردند و براى رسيدن به هدف منظور خود دمساز شدند ، از اينجا شگفتانگيزترين صحنههاى روابط چند انسان با يكديگر شروع مىشود . نخست بايد در نظر بگيريد كه خود طبيعى يا بعبارت ديگر « خود حيوانى » اين نابكاران هيچ حقيقت و آرمان و بلكه اصلا هيچ موجودى را در دنيا به رسميت نمىشناسد مگر اين كه وسيله اى باشد براى خواستهها و هدفهاى او .
اكنون ، گوش كنيم به مذاكرههاى اين نابكاران كه جامع مشترك اهداف آنها در اين مرحله از بين بردن يك انسان و يا گروهى كاملا شايسته براى مديريت حيات اجتماعى يا هر سازندگى ديگر است : اولى : - من از همان آغاز آشنايى با شما ، شايستگى و لياقت كامل شما را براى تصدى به آن مقام را كه اكنون در اختيار فلانى ( منظور از فلانى شخص قانونى و شايسته مديريت جامعه است ) است ، دريافته بودم و مىدانستم كه در اين جامعه كسى براى حيازت آن مقام مانند شما برازندگى ندارد دومى : - البته ، اين فرمايشات را كه شما مىفرماييد ، من قابليت آنها را ندارم ، شما در بارهء اين حقير حسن ظن زيادى داريد . و من خود بارها به اين فكر افتاده بودم كه مردم را از مقام والاى انسانى و شايستگى مطلق شما براى هر گونه مقام و زعامت اجتماعى ، آگاه كنم و در اين راه بسيار مقدس گامهايى هم برداشتهام . و من از شما تقاضاى عاجزانه دارم كه اين پيشنهاد را كه مردم براى شما دارند و اين جانب هم صد در صد با آن موافقم ، بپذيريد و ما از هيچ كمكى براى شما در مقابل آن شخص دريغ نخواهيم داشت .
اوّلى - من مطالعات تاريخى فراوانى دارم ، اصلا از آغاز جوانى به اين گونه مطالعات عشق مىورزيدم و از آن موقع كه با شما ارتباط پيدا كردهام ، همهء صفات و اخلاق
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 219
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢١٩