كه مىتوانيم آرمانهاى جامعه را برآوريم پس بايد دست به كار شد و طرف مقابل را از بين برد . بسيار خوب ، براى چنين كارى تبليغات روى پرده و پشت پرده لازم است كه هر چه تأخير شود ، دير خواهد بود . رقص و جست و خيز شروع مىشود و ساده لوحان ناآگاه با وعدهء بهشت برين كه اين نيرنگ بازان به آنان دادهاند ، عازم ميدان كارزار و مبارزه ميشوند . كشتارها شروع مىشود ، سيل دروغها و مكرپردازيها و نيرنگبازيها ، بجريان مىافتد و شكست و پيروزىهاى ظاهرى غائله را به پايان مىرساند . حال فرض مىكنيم كه آن شخصيت يا گروه واقعا ايده آل ، با شكست ظاهرى مواجه و اين نابكاران كه براى سلطه چند روزه بر جامعه بهمهء زشتىها و وقاحتها تن داده و آن شخصيت يا گروه مورد اميد جامعه را از بين بردهاند خود را پيروز تلقى كردهاند ، نوبت ايستادن آنان روياروى يكديگر فرا مىرسد . خوب ، آقاى زبير ، چكاره اى زبير مىگويد : آقاى طلحه ، بگو ببينم تو چكاره اى اگر من نبودم ، تو در همان لحظات نخستين نابود شده بودى . طلحه مىگويد : آقاى زبير ، اگر شخصيت و چاره جويىها و سياستمدارى من نبود ، اصلا دو نفر هم پيرامون ترا نمىگرفتند . نزاع و مشاجره بالا مىگيرد و تدريجا به آرايش صفهاى متخاصم مىانجامد و كشتارها بار ديگر ، اين قادر بزرگ را كه زمين ناميده شده است ، به آه و ناله در مىآورد . و براى تاريخ نويسان و جامعه شناسان مادهء خام براى كار آماده مىكند اين جريان را يكى از تحولات بسيار چشمگير اوائل قرن بيستم به خوبى نشان داد كه چگونه ياران مبارز پس از رفتن نظام قبلى به جان هم افتادند و يكديگر را از پاى در آوردند .
علت اصلى اين جريان ، عدم طهارت و نبودن صفاى باطن عده اى فراوان از مبارزان در طول تاريخ بوده است كه از مبارزه هدفى جز تورم يافتن « من » و خودكامگى و سلطه گرى بر ديگران وجود نداشته است .
10 ، 11 - قد قامت الفئة الباغية ، فأين المحتسبون ، فقد سنّت لهم السّنن و قدّم لهم الخبر
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 221
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٢١