تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
سودى براى تو برسانم « با دقت مورد درك قرار بدهيم ، خواهيم ديد هيچ يك از پاداشها و مجازاتها مربوط به ذات پاك خداوندى نيست ، يعنى نه پاداشهايى كه خداوند به بندگانش عنايت مىفرمايد ناشى از نفعى است كه خداوند بوسيلهء عبادات و اطاعات مردم برده است ، و نه مجازاتها و كيفرهايى كه خداوند به گنهكاران مقرر فرموده است ، ناشى از نقص و ضررى است كه به آن ذات اقدس وارد شده است ، بلكه همان گونه از حكم بديهى يا ضرورى عقل و منابع اوليه اسلامى بر مىآيد ، همهء پاداشها و كيفرها نتيجهء كردارهاى خود آدميان است يكى از شگفتىهاى كارهاى بشرى در اينست كه در همهء واقعيات و حوادث دنيا ، قانون ضرورى » عليت « را مىپذيرد ، ولى وقتى كه به كارهاى زشت و كثيف مرتكب مىشود ، فراموش مىكند كه همان قانون عليت در اين موارد نيز جريان دارد . گويى نمىداند كه نابخردترين انسان كسى است كه جو بكارد و توقع گندم داشته باشد همچنين همين قانون ضرورى مىگويد : توبه و استغفار و تصفيهء درون عللى است كه معلول خود را كه رحمت حق است بوجود خواهد آورد . در مبحث قبلى ديديم كه : - سببيت سببها ، عليت علتها همه و همه مربوط به مشيت و فيض مستمر خداوندى است كه -
اين سبب را آن سبب آورد پيش بىسبب هرگز سبب كى شد ز خويش از سبب سازيش من سودائىام و ز سبب سوزيش سوفسطائىام

( 1 ) 21 ، 27 - أللَّهمّ إنّا خرجنا إليك من تحت الأستار و الأكنان و بعد عجيج البهائم و الولدان ، راغبين فى رحمتك و راجين فضل نعمتك و خائفين من عذابك و نقمتك . أللَّهمّ فاسقنا غيثك و لا

هامش
( 1 ) مسلم است كه منظور مولوى از « سوفسطائىام » معناى حقيقى آن نيست ، بلكه مىخواهد بگويد : خداوند سبحان با شكستن رابطهء عليت ميان علل و معلولات كه ضرورىترين روابط در عالم هستى است ، ما انسانهاى سطحنگر را وادار مىكند به اين كه خيال كنيم هيچ قانونى در عالم هستى حاكم نيست . و الَّا بديهى است كه شكستن رابطه عليت با مشيت خداوندى خود قانون زير بنائى عالم هستى است .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 135 | محمد تقي جعفري