مولوى پروردگارا ، هيچ حادثه و ذرهاى در دستگاه هستى از علم تو پوشيده نيست ، توئى عالم السّر و الخفيات . اگر دستور تو به دعا و نيايش نبود ، ما تنها به اضطراب و تشويش در ناگواريها بسنده مىكرديم . تويى كه در دعا را به روى ما باز نموده فرموده اى * ( وَقالَ رَبُّكُمُ ) * ( 1 ) ( مرا بخوانيد تا دعاى شما را مستجاب كنم ) تويى كه فرموده اى * ( وَإِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ ) * ( و اگر بندگان من از تو بپرسند [ به آنان بگو : ] من به آنان نزديكم اجابت مىكنم دعاى كسى را زمانى كه مرا بخواند ) إلهى علمك بحالى يغنيك عن مقالى ( خداوندا ، علم تو به حال من ، ترا از سخن من بىنياز مىكند . ) با اين حال ، گرايش و نيايش ما هنگامى به حال جدى مىرسد و موقعى جان ما را رهسپار كوى ربوبى مىكند كه همهء دستگاه مغز و روان و دل و اعصاب ما به شدت هماهنگ گشته و با توليد يك ارادهء جدى ، حاجت خود را بخواهيم . خداوندا ، اگر نمىدانيم چه گونه به بارگاه تو دعا كنيم . خود با كرم عام و لطف خاص خود دعا را براى ما تعليم فرما .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 138
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٣٨
لذت انعام خود را وامگير
نقل و بادهء جام خود را وا مگير
ور بگيرى كيت جست و جو كند
نقش با نقّاش كى نيرو كند
منگر اندر ما و مكن در ما نظر
اندر اكرام و سخاى خود نگر
ما نبوديم و تقاضامان نبود
لطف تو ناگفتهء ما مىشنود
اى خداى پاك و بىانباز و يار
دستگير و جرم ما را در گذار
ياد ده ما را سخنهاى رقيق
كه ترا رحم آورد آن اى رفيق
اى دعا از تو اجابت هم ز تو
ايمنى از تو مهابت هم ز تو
گر خطا گفتيم اصلاحش تو كن
مصلحى تو اى تو سلطان سخن
هامش
( 1 ) غافر آيهء 60