تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
توضيحى در بارهء اين كه سببيت سببها ( عليت علتها ) از ذات خود اشياء ناشى نمىگردد ، در ابيات زير به خوبى منعكس شده است :
سنگ بر آهن زنى آتش جهد هم به امر حق قدم بيرون نهد آهن و سنگ ستم بر هم مزن كاين دو مىزايند همچون مرد و زن سنگ و آهن خود سبب آمد و ليك تو به بالاتر نگر اى مرد نيك كاين سبب را آن سبب آورد پيش بىسبب هرگز سبب كى شد ز خويش اين سبب را آن سبب عامل كند باز گاهى بىپر و عاطل كند آن سببها كانبيا را رهبر است آن سببها زين سببها برتر است اين سبب را محرم آمد عقل ما و ان سببها راست محرم انبياء اين سبب چه بود بتازى گور سن اندر اين چه اين رسن آمد به فن گردش چرخ اين رسن را علت است چرخ گردان را نديدن زلَّتست اين رسنهاى سببها در جهان هان و هان زين چرخ سرگردان مدان تا نمانى صفر و سرگردان چو چرخ تا نسوزى تو ز بىمغزى چو مرخ باد ، آتش مىشود از امر حق هر دو سر مست آمدند از خمر حق گر نبودى واقف از حق جان باد فرق چون كردى ميان قوم عاد

حال كه چنين است ، وقتى كه مىخواهيد به نماز استسقاء برويد ، نخست قلب خود را بررسى كنيد

اگر ديديد سوز و اخلاصى داريد ، حتما چتر را فراموش نكنيد ( 1 ) و نماز استسقاء مرحوم آية اللَّه العظمى آقاى آقا سيد محمد تقى خوانسارى رحمة الله عليه هنوز در حوزهء علميهء قم و در ميان اهالى قم كسانى هستند كه نماز استسقاى مرحوم آية اللَّه آقاى سيد محمد تقى خوانسارى را كاملا به ياد دارند . آية اللَّه خوانسارى از اعاظم مراجع عالم تشيع و از حيث فضل و علم و تقوى در درجه اى بسيار ممتاز بودند و

هامش
( 1 ) مضمون اين عبارت را داستايوسكى نيز گفته است .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 128 | محمد تقي جعفري