خشك و مزارع در اثر بىآبى پژمرده و آخرين مراحل حياتى خود را مىپيمود منظرهء غمانگيز و وحشتآورى در سراسر اين منطقه ايجاد و خرمن اميد مردم را بر باد مىداد ، در يك چنين موقعيت خطرناك و ساعات وحشتناكى كه اميد افراد رفته رفته بنا اميدى مبدل مىگرديد و بيم قحط و غلا اين سامان را تيره مىساخت نسيم صبح رحمت و اشعه الهيه وزيدن گرفته يگانه مرد ايمان و خداپرستى كه در كانون معرفت اسرار حقيقت آموخته و آن گوهر گرانبهائى كه در گنجينه تقوى و فضيلت براى چنين موقعى اندوخته شده بود با عزمى متين و ايمانى راسخ دامان همت بر كمر زده تصميم گرفت بوسيله نماز استسقاء و دعا طلب باران از منبع رحمت الهيه نموده روى عجز و نياز بدرگاه خداوند رحيم آرد ، - اراده خود را بعموم طبقات اعلام - و در روز جمعه يك ساعت از طلوع عازم گرديد كه با رعايت دستور مقدس اسلام مشغول نماز گردد مردمى كه بر اثر سستى ايمان به خداوند خوش گمان نبودند بزعم فاسد خود از راه خيرخواهى بحضرتش معروض داشتند ممكن است اين نماز بلا اثر مانده و مقام شامخ شما در نظر جمعيت كاسته شود ولى آن راد مرد كه هيچكس را جز خداى خود نمىديد و جز سخن حق نمىشنيد بدين سخنان وقعى نگذارده مىفرمود من بدستورى كه از شارع اسلام رسيده عمل نموده وظيفه خود را انجام مىدهم و بيمى از گفته اين و آن ندارم آنچه صلاح باشد واقع خواهد شد - اين بود كه طبق مقررات دينيه خود و يك عده از مردان ايمانى با داشتن روزه چنانچه دستور رسيده رداء مبارك را از راست به چپ و بالعكس انداخته با پاى برهنه استغفارگويان و تضرع كنان رهسپار سمت خاك فرج گرديد و باميد فتح و فرج رو به بيابان نهادند اتفاقاً اين حادثه مصادف با موقعى بود كه قسمتى از قواى متفقين متمركز در ايران شده و يك عده از لشكر انگليسى و آمريكائى در حدود خاك فرج ( كه در ضلع شمال شرقى نيم كيلومترى شهر قم قرار گرفته ) جاى داشتند - قبلًا به آنها خبر رسيده بود كه عده زيادى از اهالى در نظر دارند به اين حدود آمده و چاه
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 130
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٣٠