معجزات ديگر پيامبر ، يا به بلاغت قرآن توجهى داشته باشند .
* * * گفتارهاى شريعت اسلامى ، اعم از آن كه مجمل باشد يا مفصل ، دلهاى دانايان رادر هر مكان و زمانى مالك شده و در نفوس كامل تأثيرى بيشتر از تأثير اعمال خارقالعاده دارد . الهيون در زمانهاى گذشته و امروز ، همچنين فلاسفهء علوم طبيعى و هيئت و نوابغ مورخان ، از حقايق آن كسب نور و علم مىكنند و از دقايق آن به تعجب مىافتند . و در واقع اسلام ، راهبر هر قوم و ملتى است و با معجزات معنوى خود ، آنان را هدايت مىكند .
اما رجال سياسى اروپا ، اعتراف و اقرار بسيارى از آنان كافى است كه مىگويند : تمدن غربى پس از آن كه از افكار ميليونها دانشمند در ششصد سال گذشته استفاده نمود و هزاران هزار مجلس و جمعيت درست كرد ، هنوز هم نتوانسته است به مرحله كمال تمدن اسلامى كه به واسطه يك مرد خدايى به وجود آمد ، برسد ، براى اين كه تمدن اسلامى از نيكىهاى تمدن غربى ، چيزى كم نداشت و بلكه بالاتر و برتر از آن بود ، در حالى كه كوچكترين نمونه از مفاسد ضد انسانى آن را نداشت .
قدرى دربارهء آفات و مضرات تمدن جديد تأمل كنيد ! تا بدانيد كه هر كمالى كه در تمدن جديد وجود دارد ، اسلام داراى آن بود ، و به موازات آن از هر گونه فساد و نقصى كه در اين تمدن هست ، از آن دور و مبرا بود : « وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلامِ دِينَاً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِى الآخِرَةِ مِنَ الخاسِرِينَ » « 1 » .
قسيس بزرگ لوازن در خطابهاى كه به تاريخ 21 فبراير سال 1896 م . در مصر ايراد كرد ، صريحاً گفت : « . . . نه در اكتشافات علمى جديد و نه در مسائلى كه حل شده يا
هامش
( 1 ) . آلعمران ، آيه 85 : هر كس كه جز اسلام دينى جويد از او پذيرفته نشود و همو در آخرت از زيانكاران است .