3 : شواهد داخلى بر صحت نسبت
اعتقاد و ايمان به صدور سخنى از كسى ، گاهى با شنيدن از خود وى به دست مىآيد و گاهى به واسطهء مورد اعتماد بودن نقل كنندگان آن ، چنان كه خبر متواتر يا خبر كسى كه معصوم بوده و دور از خطاست ، چنين مىباشد . و گاهى هم با امور ديگرى حاصل مىشود :
مثلًا اگر مقالهء جالبى از كسى كه اهل آن باشد ، براى شما بخوانند ، شما يقين خواهيد كرد كه اين مقاله از اوست . براى آن كه فرض آن است كه شما مىدانيد آن شخص از بهترين نويسندگان و گويندگان بوده و آن مقاله هم از بهترين مقالات است .
و اگر احتمال بدهيد كه اين مقاله از شخص ديگرى است ، اعتقاد به اين را كه آن از بهترين مقالههاست ، نمىتوانيد از دست بدهيد - و اين بر خلاف فرض خواهد بود - پس بايست تصديق كنيد كه آن مقاله ، از همان نويسندهء تواناست !
همچنين اگر از يك دوست خدا و ولى الهى ، يك سخن غيبى دربارهء چيزى كه عقل آن را نمىفهمد و حواس ظاهرى هم آن را درك نمىكند نقل كنند ، شما يقين مىكنيد كه اين خبر از اوست ، چون مىدانيد كه خبر دادن از آنچه كه حواس ظاهرى آن را احساس نمىكند و وجود آن طبق اقتضاى عقل هم نيست ، فقط از عهدهء ولى خدا برمىآيد ، زيرا اوست كه به حقايق هستى به طور غيبى محيط است و اين احاطه از مجردات روحانى نيرو مىگيرد . و اگر در چنين موردى احتمال بدهيد كه اين سخن