موسى عليه السلام را تكذيب نكرده و جمع بين اضداد را قبول نمىكنيد و دليل نيرومند را با غير آن طرد نمىنماييد .
روى اين قاعدهء عقلى اگر در گفتههاى شرع اسلام - پس از ايمان بدان - مطلبى ديده شود كه ظاهر آن با مسائل يقينى و قطعى مخالف است ، بر ماست كه آن را به همين راه عقلانى اصلاح كنيم و قوىترين اعتقادها را بگيريم ؛ يعنى نخست در تأويل آن به يك معناى مناسب ، كوشش كنيم و اگر اين امر مشكل باشد ، ناقل خبر را تكذيب بنماييم .
البته بايد به نكتهاى هم توجه داشته باشيم و آن اين كه : گفتارهاى اسلامى داراى ويژگىهايى هستند كه با وجود آن و پس از اطلاع از آن ، ما مجبور به تكذيب ناقل نيز نخواهيم بود و آن ويژگى اين است كه ما در عصر خود و يا قبل از آن ، مطالبى در شرع اسلام ديدهايم كه با آنچه در مسائل هيئت ، فلسفه ، سياست و . . . ، يك امر قطعى بوده ، موافق نبوده ، و از همين جا بود كه مىديديم علما و دانشمندان گذشتهء ما ، ظواهر اين گفتارها را به معانى صحيحى تأويل مىكردند تا مجبور به تكذيب ناقل نشوند . ولى ما پس از اطلاع از اكتشافات جديد و آرا و نظريات محكم و غيرقابل ترديد ، فهميديم و ديديم كه ظواهر همين گفتهها ، دربارهء همين اكتشافات بوده و تأويل ظواهر آن به معانى ديگر ، از نقص معلومات و اطلاعات گذشتهء ما بوده است نه از جهت نقصان و كوتاهى ظواهر آن گفتارها ، و حتى به جرئت مىتوان گفت كه نسل آينده به پارهاى از علوم و اطلاعات ما خواهد خنديد ! چنان كه ما به قسمتى از علوم گذشتگان مىخنديم !
هنگامى كه بر شما روشن شد ، مىگوييم : اگر انسان پس از اين ، در شرع ما به گفتارى برخورد كه ظاهر آن با دانش و نظريهء وى مخالف باشد ، او مىتواند در رأى و دانش خود ترديد كند و بگويد : شايد وسعت دايرهء علم و تكميل وسايل و ابزار علمى - فنى ، در آينده موجب كشف حقيقت اين مطلب گردد ، چنان كه قبلًا نيز حقيقت هزاران چيز ديگر كشف شده است . پس ما آن را به حال خود يا به اهل خود واگذار
اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 75
مساهمون: خسرو شاهى
ص٧٥