غيبى از ديگرى است ، علم و يقين خود را ناديده گرفتهايد .
مقصود ما از اين گفتار اين است : اخبارى را كه ما در اين كتاب از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و اولياى وى عليهم السلام روايت مىكنيم ، اگر شامل كشف يك مجهول ، پيش از كشف آن به وسيلهء آلات و ادوات فنى و علمى باشد ، مسئلهء ناقلان خبر و اين كه آيا مورد اعتماد و وثوق هستند يا نه و اين كه كتاب مورد استفادهء ما ، در ميان اصحاب معتبر هست يا نيست ، به هيچ وجه مورد بحث و اهميت نخواهد بود ، براى اين كه اين باب ، غير از بابهاى ديگر است . حتى اگر اين قبيل اخبار در سستترين كتابها و از ضعيفترين ناقلان به دست آيد ، در پيش ما مورد قبول خواهد بود - البته اگر تاريخ كتاب از تاريخ « مجهول كشف شده » به وسيلهء آلات ، جلوتر باشد - براى اين كه ما مىدانيم اين ، خبر دادن از يك « مجهول » است و اين كار ، فقط كار خدا يا ولى خدايى است كه مرتبط با خداست .
اين دو مقدمهء سودمند ، شامل خود خبر مىشود و ناقل آن هيچ گونه اهميتى نخواهد داشت ؛ به شرط آن كه تاريخ كتاب ، از هنگامى كه ادوات و وسايل علمى پردهء اختفا را از روى مضمون خبر برداشته است ، عقبتر نباشد و مراعات اين نكته ، در اين مورد از هر چيز ديگرى مهمتر و لازمتر است .
از همين جاست كه مىبينيم اگر براى دانشمندان و فلاسفهء اروپا خبرى كه دربارهء كشف مجهولى است ، خوانده شود ، فقط كوشش مىكنند كه يك نسخهء خطى قديمى پيدا كنند كه اين خبر در آن وجود داشته باشد و هرگز در فكر ناقل آن نمىباشند و روى همين اصل است كه من در تكثير اسامى كتابهاى شامل بر خبر ، توجه خاصى دارم و حتى تاريخ تأليف كتب و نسخههاى آنها را هم در مقدمهء نخست بيان كردم ، تا دلها بر تقدم و جلوتر بودن خبر از زمان ظهور مجهول غيبى خبر داده شده ، اطمينان يابند . من خبر را مثلًا از كتابهاى : كافى ، تفسير قمى ، احتجاج ، مجمع البيان ، بحارالانوار ، بصائر و غير اينها نقل مىكنم و شايد كسى خيال كند كه اين خبر ، در هر
اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 78
مساهمون: خسرو شاهى
ص٧٨