يكى از اين كتابها با سند جداگانهاى نقل شده ، در صورتى كه سند همهء آنها يكى است . علت اين امر آن است كه مقصود ما فقط ايجاد علم و اطمينان به اين نكته است كه مضمون اين خبر ، قبل از انكشاف آن بر حكما و علماى متأخر ، گفته شده و اين مقصود ، با ذكر كتابهاى متعدد و گوناگونى كه شامل اين خبر نوشته شده در زمانى قبل از اختراع وسايل كشف كننده از حقيقت اين اسرار باشند ، به دست مىآيد .
هر كسى كه تاريخ پيدايش علوم غربىها در سرزمينهاى شرقى را بداند ، از آنچه كه ما گفتيم بىنياز خواهد بود ، براى اين كه از علوم عصرى و اكتشافات غربى ، هيچ چيز تا قرن دوازدهم هجرى بر مردم شرق منتقل نشده بود و گروهى از تاريخ نويسان مىگويند كه : نخستين سرزمينى كه در شرق مورد تابش خورشيد علوم غربى گرديد ، سرزمين مصر و سوريه بود كه به وسليه ناپلئون بناپارت فرانسوى متوفى به سال 1821 م . انجام گرفت ، و وى پس از تسخير شرق ، علوم غربى را در آن منتشر ساخت !
سپس « ژاپن » مركز سرازيرى علوم غربى گرديد . ژاپن داراى ثروت زياد و صنايع كامل و حكومت درستى ! است ، و لذا از علم استقبال كرد و گروهى از مردم خود را براى فرا گرفتن علوم و فنون جديد به غرب فرستاد . سپس نوبت به سرزمين هند و فارس رسيد كه در عصر « فتحعلى شاه » شروع شد و در زمان « ناصرالدين شاه » به ظهور رسيد و در قرن پيشرفتهء ما ، ميوه داد ! ، قرنى كه مىبينيم ملل اسلامى ، طبق اقتضاى دين خود ، در اعادهء مجد و عظمت ديرينهء خود و روشن ساختن ميهن اسلامى خويش به نور علم و قانون ، مسابقه گذاشتهاند « 1 » .
هامش
( 1 ) . اين مسئله از جهاتى قابل دقت و بررسى است و در يك پاورقى نمىتوان دربارهء آن بحث كرد ، ولى به طور كلى بايد گفت : نهضت علمى عصر جديد ، پس از جنگهاى صليبى و پايان قرون وسطى ، و تماس مسيحىها با مسلمانان و كسب و اخذ علوم آنان شروع شد و روز به روز ترقى كرد و پيش رفت تا به مرحلهاى رسيد كه ما مىبينيم . . . .
متأسفانه به موازات اين پيشرفت ، دوران انحطاط شرق و سپس استعمار مشرق زمينى به وسيلهء اروپائيان متمدن ! پيش آمد . . . و اكنون كه كشورهاى آسيايى و آفريقايى از نو بيدار شده و به قول استاد علامه براى پيشرفت و ترقى مسابقه گذاشتهاند ، متأسفانه مسابقهء بعضى از كشورهاى اسلامى فقط در اخذ و اقتباس قسمتهاى ضد انسانى و ضد اخلاقى تمدن غربى است نه در جهت اخذ علوم و فنون و مظاهر واقعى آن . . . البته ما اميداوريم كه همهء كشورهاى اسلامى واقعاً در راهى قدم بردارند كه به نفع ما و پيشرفت ملتهاى ما باشد . . . . ( خ )