و تاريكى ، قرنهاى متمادى بر اروپا غلبه يافته تا آن كه انواع علوم از افقهاى مسلمانان به سوى آنان تابيدن گرفته است .
البته خود اروپايىها و فرنگىها به اين مسئله اعتراف دارند . مستر « وزويرس اسميت » انگليسى مىگويد : « هنگامى كه اروپا در تاريكىهاى جهل غوطه مىخورد ، عربها به مدت پنج قرن ، جهان انسانيت را با چراغهاى علوم روشن مىساختند . و همين عربها بودند كه جوانى آداب و علوم كلام را پس از پيرى به آن باز گردانيدند ؛ و انديشهء يونان را ترجمه كردند و علم كشاورزى و هيئت را ترقى دادند و علم جبر و فيزيك را به وجود آوردند و شهرهاى خود را با كتابخانهها و مدرسهها زينت دادند ، همچنان كه مساجد و معابد بسيار ساختند و مذاهب فلسفى را از راه فلسفهء « ابن رشد » به اروپا آموختند . . . .
ولى من مىگويم : اين علوم ، پس از اسلام آوردن فارس ، بين مسلمانان رايج و شايع شد ولى آنها به علت وسعت زبان عرب و مرتب بودن آن ، كتابهاى خود را به زبان عربى مىنوشتند و از اينجا بود كه اروپا و فرنگىها اين علوم را به عرب نسبت دادند . در واقع چون علماى اندلس اين علوم را در اروپا نشر دادند ، روى اين جهت آن را به عرب نسبت دادهاند . « 1 » مورخ معروف دروى « 2 » مىگويد : در روزگارى كه اروپا در ظلمتكدهء جهالت حيران و سرگردان بود و نور اميدى را نداشت ، نور قوى و نيرومندى از جانب ملت
هامش
( 1 ) . به طور كلى بايد گفت كه همه علما و دانشمندان ملتهاى گوناگونى كه اسلام مىآورند ، در پيشرفت يا پيدايش علوم مختلف دوران تمدن اسلامى سهيم بودند ، چنان كه تمدن درخشان و جهانى اسلام نيز مرهون خدمات و كوششهاى صادقانه آنان بود ، بنابراين نسبت دادن اين علوم و اين تمدن به عرب يا فارس يا كسان ديگرى ، از نقطه نظر تاريخى و منطقى صحيح نيست و به نظر ما بايد همهء آنها را به اسلام كه عامل اصلى پيدايش نهضت علمى و تمدن جهانى بود ، نسبت داد . ( خ )
( 2 ) . در بعضى از شمارههاى سال اول مجلهء العرفان اين چنين آمده است . ولى به نظر من اين شخص همان دوزىمورخ مشهور هلندى و صاحب كتاب تاريخ الفرق الاسلاميه مىباشد .