تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 542

مساهمون:

ص٥٤٢
الهيئة و الاسلام مىخواستم اين كتاب را به زبان فارسى بنگارم و اوراقى را نوشتم ، سپس ملاحظهء آن را نمودم كه اگر فارسى بنويسم ، سود آن منحصر به گروه فارسىزبان‌ها خواهد بود و داشنمندان عرب از آن سودى نخواهند برد ، بهتر آن كه بلغتى كه همهء دانشمندان اسلامى به آن آشنا باشند ، بنويسم و بعد از آن هر دانشمندى به زبان امت خود ترجمه نمايد ، فعلىهذا به زبان تازى نوشتم و همانطور هم شد . نخست در « هند » به لغت « اردو » ترجمه شد و در « ايران » هم چند مرتبه ترجمه گرديد و اينك در زير سايهء بلند همت سركار و ظل عنايت ارجمند آن بزرگوار ، چاپ و نشر شد . دانشمندان معارف خواه ايران را لازم است كه براى صيانت ايمان بر نوباوگان وطن ، محتويات اين كتاب را القاء و تدريس نموده و حصن اسلامشان را مرمت نمايند ، زيرا هنگام آن رسيده كه دانشجويان و محصلين ، دانش‌هاى نوين و حقايق پرفايدهء دين را مانند يك سلاح قوى به دست تدبير خود گرفته و با همهء ملل و اقوام عالم جهاد ادبى نمايند تا سپاه جهالت و لشكر ضلالت را تباه ساخته و گمراهان را به راه آورند و اسباب ترقى و تكامل بشر را فراهم آورده و اساس تيرگىها را تار و مار و بر هم نمايند بلكه درون بشر از پليدىها پاك و بيرون آنها با استعمال احكام شرع ، تابناك گردد . آيا بس نيست كه هزار سال و اندى بر ماها مىگذرد و همه در خواب غفلت بوده و پى تحصيل معلومات ديرينهء دين خود نرفته‌ايم ؟ . . . آيا ننگ نيست كه گوهرهاى گران‌بهاى ما را ديگران از ما ربوده و سر و روى خودشان را با آنها زيور نموده و بر ما ببالند ؟ . . . آيا از شهامت دور نيست كه كالاهاى پربهاى ما را خروار خروار به بهاى ارزان گرفته و مثقال مثقال هرچه گران‌تر برما بفروشند ؟ ! . . . آيا رواست كه اجانب دانش‌هاى خودشان را از استادان ما گرفته و بر جوانان و ساده‌لوحان ما ياد بدهند و سپس ما و تودهء مسلمانان را از همه چيز بى بهره پندارند ؟ . . . بايد دانشمندان غيور بكوشند و به اروپايىها بفهمانند كه اين همه نتايج
اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 542 | خسرو شاهى / السيد هبة الدين الشهرستاني