تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 539

مساهمون:

ص٥٣٩
تاريخ چاپ آن سروده‌ام و به علاقمندان شعر و ادب تقديم مىكنم و اميدوارم كه با چشم خطاپوش مطالعه فرمايند :
ساقيا ! برچين بساط بادهء بد نام را * دشمن جان است جام باده ، بشكن جام را صبح و شام اندر پى دانش بكوش از جان و دل * مگذران ، با دور جام باده صبح و شام را لذت روح است علم و كام دل باشد هنر * شربت علم و هنر ، شيرين نمايد كام را كيست آن مرد توانا تا كه با تدبير خويش * از جهان نابود سازد مسلك خيام را از رباعيات ننگينش نزايد جز هوس * گز هوسرانى سروده است آن همه سرسام را كى توان فرزانه گفت آن را كه اندر راه مى * افكند دين و كتاب و درس و ننگ و نام را نام دانشمند چون زيبد به نادانى كه او * جام را در دست گيرد ، ننگرد فرجام را آن كه را سوداى حكمت پخت بر خيام خام * گو : كه اين نسبت نزيبد رند درد آشام را چند خوانى آن رباعيات بى ارج و بها ؟ * يك ورق بر خوان ، كتاب هيئت و اسلام را ذره‌بين ديده را بگذار اندر مرصدش * تا ببينى آشكار هيئت اجرام را