آن سياره است ، آن منجمان را مخاطب ساخته و بگويد : « پس چه نتيجهاى از اين همه زحمت گرفتهايد ؟ و احكام نجومى را روى چه مأخذ صحيحى ، استخراج مىكنيد ؟ ! »
البته از مقالهء سوم گروه دوم در مسئلهء تعدد سيارات اين كتاب ، روشن مىشود كه سيارهء « اورانوس » از زمانهاى قديم در نزد بعضى از دانشمندان هند هم مورد توجه و رصد بوده و از اين رو حساب و احكام آنها در علم اخترشناسى و علم فلك راست و استوار بوده است !
همچنان كه شدت تعجب امام صادق عليه السلام در خبر مزبور از عدم شناخت نجم سكينه دلالت بر اين دارد كه ستارهء مزبور از سيارات است ، همچنين دلالت دارد بر اين كه مقصود همان سيارهء معروف اورانوس است ، به چند دليل :
1 . همان شدت تعجب است ، زيرا ظهور اين طور تعجب از ناحيه شخص عاقل ، در صورتى به موقع و مناسب خواهد بود كه نجم مزبور قابل رؤيت باشد . و اما اگر نامحسوس و غير قابل رؤيت باشد ، غفلت و جهل به آن ، تعجبى ندارد ، زيرا معرفت دانشمندان نسبت به حال نجوم ، از راه وحى و الهام كه نيست - تا غفلتشان نسبت به اجرام پنهانى مورد تعجب باشد - بلكه راه معرفت آنها فقط فكر و علوم عادى است و البته با اين وسايل تعجبى نيست ، اگر بعضى از نجوم مخفى را نشناسند بلكه برعكس ! شناختنشان تعجب و شگفتى دارد .
بنابراين : مقصود از « سكينه » سيارهء قابل رؤيت است و در اين صورت ، جز « اورانوس » ، چيز ديگرى مقصود نتواند بود ، زيرا سيارات شمسى كه در آن عصر قابل رؤيت بود . منحصر به شش سياره است : 1 . عطارد . 2 . زهره . 3 . مريخ . 4 . مشترى .
5 . زحل . 6 . اورانوس . و سيارهء مجهول و ناشناخته در بين اين شش سياره جز « اورانوس » چيز ديگرى نيست ، براى آن كه پنج سياره ديگر « مرصود » نزد همه معروف به « خمسهء متحيره » بوده است ! پس اشاره امام صادق عليه السلام در خبر منحصراً
اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 458
مساهمون: خسرو شاهى
ص٤٥٨