زيرا از ثوابت چيزى محسوس نمىشود و در نظر ما ، رابطهاى بين ثوابت نيست تا نيازى به ضبط حالات آنها باشد و جهل به يكى از آنها موجب عدم شناخت بقيه باشد ، بر خلاف سيارات ! پس اگر « سيارهء سكينه » از ثوابت بود ، جاى تعجب نبود كه امام صادق عليه السلام از جهل منجمان به وضع آن تعجب كرده و بفرمايد : « پس روى چه ميزانى حساب مىكنيد » ؟ ولى هرگاه مطابق استنباط ما « سكينه » از سيارات باشد ، تعجب مزبور به موقع و در كمال مناسبت خواهد بود ، زيرا حركات و حالات سيارات و احكام آنها ، كاملًا به هم مربوط است و جهل به حال يكى از آنها به شناخت وضع و حالات بقيه صدمه مىزند !
4 . تعجبى است ، كه از جهل منجمان نسبت به وضع « سكينه » ابراز فرموده است و اين استعجاب در صورتى به جاست كه سكينه از سيارات باشد نه از ثوابت ، زيرا جهل به يك ستارهء ثابت تعجبى ندارد ! چه عدهء ثوابت محسوس در نزد پيشينيان و متأخرين بالغ بر دو هزار است . . . و پيشينيان بيش از هزار و بيست و اندى از ثوابت را تحت « رصد » در نياورده بودند و بقيه همگى از حساب ساقط بوده است .
و در عصر امام صادق عليه السلام عدهء ثوابت مجهول ، صدها و بلكه هزارها بود و بنابراين محلى نداشت كه امام صادق عليه السلام از سقوط و مجهول بودن يك ستارهء ثابت اين قدر اظهار تعجب نمايد ، ولى اگر « سكينه » را به يكى از سيارات حمل نماييم ، تعجب كردن امام صادق عليه السلام بسيار مناسب خواهد بود ، زيرا دانشمندان گذشته عمدهء زندگى و هستى خود را در مراقبت نجوم صرف كردهاند ، تا عدهء سيارات را به هفت رسانده و به همين تعداد قانع شده سيارات را منحصر در همان « سبعهء معروفه » دانستهاند ! و حركات و مواضع و افلاك و ترتيب آنها را كاملًا ضبط نموده و همهء قواعد و احكام نجومى را بر روى آن مبانى برقرار ساختهاند . پس با اين همه دقتها و زحمتها و مراقبتها اگر از يك سياره كه با چشمهاى عادى معتدل ديده مىشود غفلت كردهاند - اصلًا پى به وجود آن نبرده باشند - آيا جاى تعجب نيست ؟ آيا مناسبت ندارد كسى كه عالم به حال
اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 457
مساهمون: خسرو شاهى
ص٤٥٧