تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
درآمده‌اى در چهارده عالم گردش كرده كه هر عالمى سه برابر اين جهان ماست و با اين همه گردش كه آن مرد در اين زمان كوتاه انجام داده از جاى خود هم حركت نكرده است ؟ ستاره‌شناس پرسيد : آن مرد كيست ؟ فرمود : منم . شرح : كلمهء « دنيا » گاهى بر زمين ما اطلاق مىشود و گاهى هم بر كل عالم ما - اعم از آسمان و زمين و آنچه در آنهاست - و بنا بر هر دو فرض ، به ويژه فرض دوم ، خبر مزبور مشعر است بر وجود جهان‌هاى بسيار و بزرگى خارج از عالم ما . . . و جملهء « لم يتحرك من مكانه » اشاره بر اين است كه سير امام سجاد عليه السلام در اين عوالم سير مادى نيست بلكه سير معنوى و سفر روحانى است ، چنان كه در مقالهء دوم نوشته شد .

مقالهء چهارم

در تفسير قمى ضمن تفسير آيهء « رَبِّ العالَمِين » از ابن عباس روايت شده است : إنّ اللَّه عزوجل خلق ثلاثمائة عالم و بضعة عشر عالماً خلف قاف و خلف البحار السبعة لم يعصوا اللَّه طرفة عين قط و لم يعرفوا آدم ولا ولده كلّ عالم منهم يزيد من ثلاثمائة و ثلا عشر مثل آدم و ما ولد ، إلخ ؛ خدا را سيصد و چند ده عالم در پشت كوه قاف و پشت هفت درياست كه مردم آن عوالم ، چشم بر هم زدنى خدا را نافرمانى نكرده‌اند و نه آدم را شناخته‌اند و نه فرزندانش را . و شمارهء مردم هر يك از آن عالم‌ها بيش از سيصد و سيزده برابر آدم و فرزندان اوست . شرح : در مسئلهء تعدد زمين ذكر كرديم كه كوه « قاف » اشاره به سايه مخروطى زمين و « هفت دريا » كنايه است از مجارى واقع بين مدارات محيط به زمين و سيارات است . و گفتيم : آن مجارى ، مملوّ از جوهر مايع مواج - اتر - است و سيارات در اين مجارى ، مثل ماهى در دريا شناورند . بنابراين ، مقصود از سيصد و چند ده عالم كه در پشت كوه قاف و هفت درياست ، يك سلسله از نظامات شمسى است كه خارج از عالم ما و در