آوردهاند كه مفهوم كلى « عالم فيزيكى » منحصر به آن چيزهايى است در جوف اين فلك قرار دارند و وجود عالم ديگرى سواى آن ، محال است ! جمعى از علماى مسلمان هم در مراتب مزبور ، با پيشينيان موافقت داشته و « عرش » را به « فلك اطلس » تفسير كرده و « كرسى » را كه محيط بر آسمانها و زمينهاست ، « فلك ثوابت » دانستهاند !
و اما اخترشناسان و حكما و فلاسفهء جديد ، در نزدشان به ثبوت رسيده است كه سيارات شمس ما و اقمارشان ، همگى از خورشيد كسب نور مىكنند . و وسعت عالم شمسى ما - كه مركز آن جرم شمس و سرحدش مدار نپتون است - يك هزار و پانصد ميليون فرسنگ است ! و از فرط بُعد است كه ساكنان « كرهء نپتون » ، خورشيد را مثل يك ستارهء خيلى كوچكى مىبينند و مقتضاى اين وضع اين است كه نور خورشيد از نپتون به بعد به تدريج متلاشى و نابود شود . بنابراين محال است كه « نجوم ثابت » از شمس ما كسب نور كنند ، زيرا چندين هزار برابر فاصله نپتون ، از خورشيد ما دورترند و نور خورشيد ما در نپتون هيچ اثرى از آن نتواند بود .
ملاحظه مىكنيد كه بعضى از دنبالهدارها با اين كه چهارده برابر نپتون از خورشيد ما فاصله دارند ، باز مجذوب خورشيد ما هستند و در دايره جاذبهء كوكب ديگر قرار نمىگيرند پس چقدر بايد « كواكب » ديگر دور تر باشند كه در جذب اين قبيل دنبالهدارها نتوانند با خورشيد ما مقابله كنند ؟
مثال ديگر براى وضوح مطلب اين كه : تلسكوپهاى مجهزى كه « زحل » را با آن فاصلهء زياد در چشم ما هزار بار بزرگ مىكند ، از بزرگ كردن ثوابت عاجز است و فقط قدرى آنها را روشن مىنماياند . پس با فرض اين همه دورى از خورشيد ما ، چگونه كسب نور توانند كرد ؟ و چون ما به روشنى مىبينيم كه ثوابت درخشان هستند ، ناچار بايد بگوييم اين روشنى از خود آنهاست ، نه مولود و نتيجهء اكتساب از شمس ما .
« فانديك » در كتاب أرواء الظماء مىگويد : نزديكترين ثوابت نسبت به خورشيد
اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 417
مساهمون: خسرو شاهى
ص٤١٧