در توضيح عظمت و بزرگى حجم ثوابت همين بس كه : خورشيد ما با اين بزرگى ، در سيارهء نپتون مثل ستارهء كوچكى ديده مىشود و بعد از نپتون نور آن پراكنده شده و ديگر ديده نمىشود با اين كه بُعد نپتون به چندين ميليون فرسنگ نمىرسد ولى ستارهء « دلفا » با اين كه بُعد آن از ما ، ده هزار برابر نپتون از خورشيد است ، باز آن را روشن و آشكار مىبينيم . اين حالِ « دلفا » است كه نور آن در مدت سه سال به ما مىرسد ! پس چگونه خواهد بود عظمت « شَعرى » كه وصول نور آن به ما ، بيش از بيست سال وقت مىخواهد ؟ و با اين حال باز هم آن را مىبينيم . و با اين مقايسه مقدار جرم شمس ما با آن شموس ، تا اندازهاى روشن شد و در واقع نسبت آن با هر يك از آنها ، مثل نسبت گردويى با كوهى بزرگ است « 1 » .
هامش
( 1 ) . در مجلد 45 مجلهء المقتطف ، ص 310 ، مقالهاى است تحت عنوان « روشنايى ستارگان » . در اين مقاله بيان شده است :
دكتر « دبزون » در سخنرانى خود در انجمن علمى لندن مىگويد : در نتيجهء مقابله و مقايسهء ابعاد ستارگان و اندازهء نور پراكنى يا نورى كه از آنها به ما مىرسد ، ظاهر و آشكار مىگردد كه در فاصلهء فلكى كه ميان ما و فلكى كه در فاصلهء - هر برسك معادل دويست هزار برابر فاصلهء زمين از خورشيد است - ستارگانى وجود دارد كه شماره آنها و مقدار نور پراكنى آنها مطابق جدول زير است :
24 ستاره نور پراكنى آنها 100 مقابل نور پراكنى خورشيد است .
340 ستاره نور پراكنى آنها 50 مقابل نور پراكنى آفتاب است .
1350 ستاره نورپراكنى آنها 25 مقابل نور پراكنى خورشيد است .
4840 ستاره نورپراكنى آنها 10 آفتاب است .
23200 ستاره نور پراكنى آنها يك آفتاب است .
93300 ستاره نورپراكنى آنها 1 / 10 آفتاب است .
بنابراين ستارهء قطبى از نوع اول است ، زيرا فاصلهء آن تا زمين 20 برسك يا چهار ميليون برابر فاصله خورشيد از زمين است و اگر فاصله اين ستاره به اندازه فاصله خورشيد مىبود ، نور آن صد برابر نور خورشيد ما به نظر مىرسيد در آسمان ستارگانى دور تر از ستاره قطبى و پرنورتر از آن وجود دارد و از جمله 269 ستارهء سرخ رنگ است كه در فاصله هزار برسكى - يا دويست ميليون بيشتر از فاصلهء خورشيد از زمين - قرار گرفته است و اگر خورشيد ما در چنين فاصلهاى قرار مىگرفت ، به صورت ستارهاى به اندازهء پانزدهم يا شانزدهم ديده مىشود در -