هر وقت مادهء دودى لطيف باشد آتش محض و غير مرئى است ، ولى هنگام غلظت كه هم محسوس و مرئى است و هم به حال اشتعال باقى مىماند و بسا مىشود كه بر حسب اختلاف مواد و صور دود با اشكال عجيب و غريبى نمودار شده و مدتى به همان هيئت ؟ باقى مىماند : گاهى به شكل ستارهء ريشدار ! يا شاخدار ! يا دمدار ! و گاهى به صورت افعى و كژدم ، و زمانى به شكل كره يا مخروطى و غيره ، چنان كه در شكل شمارهء 20 ديده مىشود :
البته بعضى وقتها در نتيجهء كثرت مواد روغنى ، به اندازهاى اشتعال شدت مىگيرد كه روى زمين را روشن مىكند !
پس به طور كلى شهابها و دنبالهدارها به عقيدهء پيشينيان عبارت از حوادث جوى هستند كه در نتيجهء اشتعال دودهاى بر خاسته از زمين ، در هوا توليد مىشوند . و اگر هم پيشينيان اسم « نجم » بر آنها اطلاق كرده باشند از راه « مجاز » بوده نه « حقيقت » !
علت اين كه پيشينيان اين آثار را از « جنس فلكيات » ندانستهاند اين است كه شهابها و دنبالهدارها داراى ميل مستقيم و در معرض تغيير و فساد هستند و فلكيات بنا بر فلسفهء قديم ، منزه از ميل مستقيم و تغيير و فساد است !
هيچ يك از پيشينيان با عقيدهء مزبور مخالف نبوده ، جز « سنيسكا » حكيم رومانى كه دربارهء دنبالهدارها نظريهء « ارسطو » را انكار كرده و احتمال داده كه دنبالهدارها از جنس سيارات باشند !
* * * * پژوهشگران و علماى اسلام هم مثل « ابن سينا » و « فخر رازى » و « خواجه طوسى » و « علامه جرجانى » و « سعد تفتازانى » و ديگران ، چون معتقد به مبانى فلسفهء قديم بودهاند ، ناچار در اين مسئله هم با پيشينيان موافقت كردهاند . عين عبارت « فخر رازى » در مباحث شرقيه براى نمونه در اينجا ذكر مىشود : « وقتى كه بخار دخانى لزج با مواد روغنى از زمين بلند مىشود تا به كرهء آتشين ! برسد ، هنوز اتصال آن از زمين قطع
اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 397
مساهمون: خسرو شاهى
ص٣٩٧