14 . در تفسير « فاضل نيشابورى » راجع به آيهء « وَ مِنَ الأَرْضِ مِثْلَهُنَّ » روايت شده است كه در هر زمينى خلقى است و حتى در همهء آن زمينها ، مانند زمين ما ، آدم و حوا و نوح و ابراهيم است ! و مردم آن زمينها ، آسمان را بالاى سر خود مىبينند و از انوار آسمانى يا انوار ديگر ، كسب نور و روشنى مىكنند . و راجع به اشكال و اسامى آنها در تفسير « نقاش » شرح مبسوطى هست كه چون محل وثوق نيست ، از ذكر آن خوددارى مىكنيم .
مؤلف مىگويد : عدم وثوق علما نسبت به اين روايات ، از نظر ضعف سلسلهء اسناد آنها نيست ، زيرا بسيارى از اسناد اين اخبار ، در نهايت صحت و قوت است ، بلكه اين عدم وثوق ، از جهت بُعد و غرابت مضامين آنها بوده كه چون با قواعد مسلم فلسفهء قديم منافات داشته علما از آنها اعراض كرده و حتى بعضىها از نقل اين اخبار استنكاف نموده و ذكر آن را از ديدگاه فلسفهء عصر خود ، موجب وهن و هتك حرمت دين پنداشتهاند !
آرى . فقط بعضى از حُفّاظ و محدثان به عنوان « تعبّد » و محض اطاعت ، آنها را حفظ و ضبط كرده و دست به دست به ما رساندهاند ، تا خوشبختانه پردهء جهل از روى حقايق برداشته شده و عقايد و آرا از زير سلطهء و نفوذ تقليد و اتكال به ديگران ، آزاد شده و با آزادى فكر و استقلال درون ، از نفائس آثار اسلامى بهرهمند مىشويم . و للَّه المنة وله الشكر .
* * *
اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 395
مساهمون: خسرو شاهى
ص٣٩٥