شيخ « فخرالدين طريحى » - متوفاى سال 1087 هجرى - هم در مجمع البحرين خبر مزبور را در ذيل كلمه « كوكب » عيناً نقل كرده و فقط فرقى كه دارد به جاى كلمهء « عمود » به طور تثنيه « عمودين » آورده است .
در هر حال ، ظاهر خبر چنين مىرساند كه سيارات عُلوى داراى شهرها و آبادانىهايى است و بديهى است كه وجود بلاد و عمران ، فرع بر وجود حيوان ذىشعور است . اكنون ببينيم مقصود از « ستون » نور در خبر مزبور چيست ؟ احتمال مىرود كه مقصود از آن همان قوهء جاذبهء خورشيد باشد كه به طور مستقيم هر سيارهاى را با خورشيد مربوط مىسازد ، زيرا مطابق نظريهء عموم متأخرين نيروى جاذبهء خورشيد ، به طور عمودى با سيارات پيوند دارد ! و خط ارتباطى ميان سيارات و خورشيد است . و هر گاه موافق روايت مجمع البحرين عبارت خبر « عمودين » باشد ، آن هم درست است و طبق اصول هيئت جديد ، اشاره به دو نيروى « جاذبه و دافعهء » خورشيد است كه مىگويند : حفظ نظام سيارات به عهدهء دو نيروست . يكى جاذبهء خورشيد به سيارات و ديگرى قوهء اندفاع سيارات از خورشيد به واسطهء « حركت دَورى » كه هر گاه قوهء جاذبه بدون دافعه باشد خورشيد كليهء سيارات را جذب و در آغوش خود ! خواهد كشيد و بر عكس اگر قوهء دافعه بدون جاذبه باشد ، همهء سيارات از منطقهء نظام خورشيد به خارج پرتاب و در فضاى نامتناهى پراكنده و متلاشى خواهند شد .
اين است كه براى حفظ نظام سيارات و استقرار هر يك در فلك خود ، وجود اين دو قوه لازم و بنياد هر سيارهاى ، بر روى اين دو پايه استوار گرديده و همانطور كه امام على عليه السلام در خبر مزبور ، اين دو قوه را « به دو عمود » تعبير فرموده است « 1 » .
هامش
( 1 ) . هر دو توجيه مزبور نسبت به « عمود » و « عمودين » خيلى عالى و جالب توجه است ، ولى فقط يك اشكال باقى است و آن تحديدى است كه حضرت على عليه السلام دربارهء عمود فرموده يعنى طول هر عمودى را دويست و پنجاه سال راه دانسته است .
وجه اشكال آن كه بنا بر تأويل مزبور لازم مىآيد كه اولًا بُعد سيارات نسبت به خورشيد دويست و پنجاه سال راه باشد ! در صورتى كه معلوم نيست كه چنين باشد و ثانياً بُعد همهء سيارات نسبت به خورشيد مساوى و به يك ميزان باشد و حال آن كه چنين نيست . مگر آن كه بگوييم مراد اشاره به بعيد بودن مسافت و دورى راه است نه آن كه مراد تعيين قطعى طول راه باشد !