-
هامش
- در طيف فروسرخ است . اما ممكن است سؤال كنيد كه حيات در سيارات ديگر چه ربطى به طيف فروسرخ دارد ؟ هلن واكر مىگويد : « اگر شما سوار بر يك ماهواره زمين را نظاره كنيد ، حرارت را خواهيد ديد كه به شكل پرتوهاى فروسرخ از آن بالا مىآيد . اما مواد شيميايى مختلف نور را جذب مىكنند ، بنابراين در اين طيف ، قسمتهاى خالى وجود خواهد داشت كه هر كدام حضور يك مادهء شيميايى خاص را نشان مىدهند . »
در حال حاضر دانشمندان مىدانند كه « وضع » سيارات مشابه زمين چگونه است ، در طيف فروسرخ آنها ، دى اكسيد كربن ، آب ، نيتروژن و متان بايد مشخص باشد . بنابراين با استفاده از يك ابزار مشاهدهء فرو سرخ ، مىتوان به سيارات ديگر نگاه كرد تا ببينيم كه آيا آنها همچنين امضايى را دارند يا نه ؟
البته ارزش اين مواد شيمايى در نشان دادن « حياتپذير » بودن يك سياره ، مثل هم نيست ؛ مثلًا دى اكسيد كربن به مقدار بسيار زيادى در مريخ و زهره وجود دارد ، اما هنوز در اين دو سياره هيچ شكلى از حيات يافت نشده است . اما برعكس ، ازُن يكى از شاخصهاى خوب براى حياتپذير بودن يك سياره است . هيچ ستارهاى قادر به ساختن آن نيست ، بسيار ظريف و آسيبپذير است و همواره بايد توليد شود ، كه اين كار تنها از طريق موجودات زنده امكان پذير است .
همانطور كه مىدانيد ، گياهان از خود اكسيژن متصاعد مىكنند كه براى توليد ازن استفاده مىشود . در مورد متان هم بايد گفت كه وجود اين گاز ، نشان مىدهد كه برخى واكنشهاى آلى مثل « فروپاشى » در اين سياره صورت مىگيرد . حضور آب هم گرچه براى پرورش حيات ضرورى است ، اما وجود آن را اثبات نمىكند .
با داشتن اين اطلاعات ، دانشمندان در نظر دارند پنج ماهواره را بسازند كه مانند پرههاى پنكه ، در اطراف نقطهاى مركزى قرار خواهند گرفت ، اين ماهوارههاى متصل به هم ، پس از پرتاب به فضا ، دوسال را صرف جستوجوى سيارات زمين مانند در اطراف ستارگان ديگر خواهندكرد . اما آيا اين كار مانند گشتن به دنبال سوزن در انبارى پر از كاه نيست ؟ با اين كه تنها در كهكشان خود ما صدها ميليون ستاره وجود دارد ، اما هلن واكر مىگويد : « صد تا از ستارههاى نزديك به ما براى اين بررسى تعيين شدهاند . پنج ماهواره ذكر شده اطراف اين ستارهها به دنبال سياراتى خواهند گشت كه امضايى مشابه زمين داشته باشند . براى اين منظور نيز از روشى به نام عدسى گرانشى استفاده خواهد شد . »
در اين روش ، از ميدان گرانشى ستارههاى نزديكتر براى خم كردن نور ستارههاى دور دست استفاده مىشود . اين فرآيند تا حدودى شبيه كارى است كه ذرهبينها انجام مىدهند . در ذرهبين ، نور با عبور از درون آن مىشكند و در كانون متمركز مىشود ، اما در اينجا نور با عبور از كنار سياره خم مىشود . شايد بدانيد كه خم شدن نور در كنار ستارهها ، يكى از پيشبينىهاى نظريهء نسبيت اينشتين است .
نكتهء جالبتر در مورد سياراتى است كه گرد ستارههاى نزديك مىگردند . آنها نيز بر خم شدن نور ستارههاى دور دست تأثير مىگذارند . بنابراين با تشخيص اين خم شدگى اضافى ، مىتوان به وجود سياراتى پىبرد كه براى ديده -