در آسمان ، چهار ستاره هست كه احدى به آنها دانا نيست مگر خاندانى از عرب ، و يك خانواده هم در هند است كه يكى از اين چهار ستاره را مىشناسند و از بركت معرفت و شناسايى اين يك ستاره است كه حساب و رصدهاى آنان راست آمده است !
روشن است كه مقصود از « اهل بيت عربى » درخبر مزبور خاندان حضرت رسول صلى الله عليه و آله مىباشد ، چرا كه امتياز حمل علوم و حفظ اسرار وى با آنهاست . مؤيد اين مدعا ، خبر ديگر است كه باز در كتاب نجوم و در كتاب دلايل حميرى به اسناد صحيح از حضرت صادق عليه السلام نقل شده كه در ضمن خبرى فرمود : « ليس يعلم النجوم إلّا أهل بيت من قريش و أهل بيت من الهند ؛ هيچ كس علم نجوم ندارد مگر خانوادهاى از قريش و خانوادهاى از هند . » و بديهى ا ست كه جز در خانوادهء حضرت رسول صلى الله عليه و آله در هيچ خانوادهاى از قريش علم نجوم نبوده است ، پس امام صادق عليه السلام معرفت اين چهار ستاره را منحصر به آل محمد صلى الله عليه و آله دانسته و بعضى از « هنود » را هم نسبت به يكى از آنها عالم و آگاه شمرده است .
البته مقصود از « سماء » در خبر مزبور ، جهت علوّ است - چنان كه لغتشناسان گفتهاند : هر چه بالاى سر توست ، آسمان توست - و در فصل قبلى گفتيم كه « سماء » در اصطلاح شرع به طور اشتراك به سه معنا اطلاق مىشود : 1 . كرهء بخار . 2 . اجرام علوى .
3 . جهت فوق و علوّ . و در خبر مرقوم ، معناى سوم مراد است . و شايد ظاهر اين است كه مقصود از چهار ستارهء مذكور درخبر ، سيارات شمسى ماست ، نه ثوابت و نه سيارات خارج از عالم ما ، و اين ظهور به ملاحظهء چند قرينه است :
قرينهء اول : تحديد به عدد « چهار » است ، زيرا تعداد مجهول « كواكب ثابت » در آن زمان از تعداد معلوم بيشتر بوده ، چه آن كه پيشينيان بيش از يك هزار واندى از ثوابت را تحت رصد در نياورده بودند و حال آن كه در قرون اخير عدهء ثوابتى كه قابل رؤيت بوده ورصد شده ، به شش هزار رسيده است . پس با اين كه در آن تاريخ كواكب ثابت
اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 363
مساهمون: خسرو شاهى
ص٣٦٣