زيرا احتمال دارد كه كرهء بخارى در فلكان موجود بوده و در ستارهء دنبالهدار وجود نداشته باشد .
و اما بنا بر عكس ، كه سيارهء فلكان خارج و دنباله دار داخل باشد ، بايد « طارق » را به « دنبالهدار » و « ذبال » را به « زهره » و « قابس » را به « عطارد » تفسير كنيم ، براى اين كه ذبال در لغت عرب به شعلهء چراغ نيز گفته مىشود و زهره در تلألؤش به شعلهء چراغ شبيه است ، چنان كه عطارد از جهت شدت نزديكى فلكش به خورشيد از شعله و نور آن مىگيرد و خدا به اسرار كائنات خود داناتر است .
* * * اگر گفته شود : سيارات نظام شمسى بيش از نه تا نيست و با اين حال خبر مزبور كه مىگويد يازده است ، چه صورت خواهد داشت ؟
مىگوييم : البته ما اين تطبيق را يك موضوع مسلم و حتمى علمى نمىدانيم ، ولى چه مانعى دارد كه سيارات ناظم شمسى ما يازده باشد ؟ زيرا با اضافه كردن اقمار كوچك مشترى - كه گفتيم سابقاً يك سياره بوده و از هم متلاشى گرديده و به صورت ستارههاى كوچك درآمده است - تعداد بالغ بر ده سياره خواهد شد . و تصور اين كه آن اقمار كوچك در عداد سيارات نيست ، ضررى به اصل مطلب نمىزند ، چه همين قدر كه در يك زمانى جزو سيارات بوده ، ما را در اين مقام كافى است ، زيرا اين گونه ظواهر و آثار ، ناظر به مطلق سيارات شمسى است اعم از باقى و متلاشى ، معروف و مجهول ! و اما سيارهء يازدهم همان است كه در اخبار و آثار ديگران بدان اشاره شده است - در خاتمه مسئلهء پنجم پرده از روى اين حقيقت برداشته و وجود چنين سيارهاى را قابل قبول دانستيم - هر چند آلات و ادوات اخترشناسى تاكنون موفق به كشف آن نشده است ، ولى ما انتظار داريم كه بعدها در نتيجهء تكميل ادوات ، اين سياره هم مثل ساير سيارات مجهول ديگر كشف و مصداق آيهء شريف « إِنِّى رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً وَالشَّمْسَ وَالقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِى ساجِدِين » و خبر مزبور ، آشكار گردد .
اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 361
مساهمون: خسرو شاهى
ص٣٦١