سورهء « حاقه » و آيهء 8 سورهء « معارج » و آيات 1 و 2 سورهء « انشقاق » و غير اينها از آياتى كه در اين زمينه از جانب خداى حكيم نازل شده است .
اما اخبار به طور متواتر دلالت دارد بر اين كه همهء اجزاى جهان از خورشيد و ماه و ستارگان و زمين و غيره ، حادث و دور از مقام قدم و موجود بعد از فساد و فاسد بعد از پيدايش است و روزگارى بود كه جز خدا چيزى نبود و هنگامى هم خواهد رسيد كه جز وى چيزى نباشد . . . و چه بسيار است اخبار « مبدأ خلقت » كه مىگويد : خدا فلان امر را انجام داده ، هنگامى كه نه خورشيد بود و نه ماهى ، نه زمينى و نه آسمانى ! و . . .
احاديث وارده در شرح قيامت و مبدأ و معاد كه صريح و آشكار ، حدوث و نابودى جهان هستى را اخبار فرموده است . و هر كس طالب تفصيل آن باشد ، به كتب بحارالانوار ، نهج البلاغه و الكافى رجوع كند .
تصور نشود كه اين احوال اختصاصى به زمين و خورشيد و ماه دارد ، بلكه شامل تمام كرات ، اعم از ثوابت و سيارات خواهد بود ، زيرا كه آيهء « وَ إِذا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ » ، « وَ إِذا الكَواكِبُ انْتَثَرَتْ » و غيره ، كليّت دارد و تمامى اجرام را شامل است .
بارى مفاد مراتب مزبور و مضامين مرقوم موافق و مطابق با آرا و تصريحات اهل هيئت جديد است چنان كه « فانديك » محقق آمريكايى در باب مربوط به سدام - اجرام عناصر - از كتاب النقش فى الحجر و ديگران در كتب خود نوشتهاند :
هر جرم روشنىدهنده ، ناچار بر اثر مرور زمان حرارت و نورش فانى و خاموش مىگردد . از شمسها و قمرها و ستارهها گرفته تا آتش كه در زمين افروخته مىشود ! و نيز در كتاب ارواء الظماء مىنويسد : هنگامى كه نور ستارهاى كم شود ، به طورى كه در اطراف آن اشعهء بريده بريده به نظر برسد ، يعنى در ميان الوان آن قسمتهاى تاريكى مشاهده شود ، ديگر شعاع و نور آن متفرق شده و اطلاق شمس بر آن غير جايز و به سديم و بخار شبيهتر است و درجات نجوم در اين معنا متفاوت است : يعنى نور و حرارت بعضى ، در نهايت قوت و شدت و بعضى شروع به خاموشى و سردى
اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 311
مساهمون: خسرو شاهى
ص٣١١