تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
رستاخيز : « إِذا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ * وَ إِذا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ » « 1 » . علامهء بزرگ « سيد محمد حسين مرعشى شهرستانى » و ديگران ، احتمال داده‌اند كه « مستقر » به معناى « محل استقرار » بوده و حرف « لام » به معناى « فى » و مقصود حركت وضعى خورشيد باشد ، يعنى خورشيد در محل قرار و سرجاى خود ، در عين اين كه ساكن و ايستاده است ، حركت هم مىكند ، ولى با حركت وضعى كه به دور خود مىچرخد . و جملهء : « ذ لِكَ تَقْدِيرُ العَزِيزِ العَلِيمِ » « 2 » اشاره به لطف اين حركت در به دو نظر و نفس الامر است ! تمام اين مراتب كه در تفسير آيه مرقوم شد ، مبنى بر قرائت مشهور است ولى مطابق اخبار روايت شده از ائمه عليهم السلام به جاى « لام » با حرف « لا » هم قرائت شده است بدين نحو : « وَالشَّمْسُ تَجْرِى لِمُسْتَقَرٍّ لَها » ؛ و خورشيد سير مىكند و قرار ندارد . بنابراين ، آيه طبق نظريه جديد ، صريح در حركت انتقالى خواهد بود ، بدون نياز به تكلف و تأويل ! اين قرائت اخير را مفسران از امام على عليه السلام و امام زين العابدين عليه السلام و امام محمد باقر عليه السلام و امام جعفر صادق عليه السلام و از ابن عباس و ابن مسعود و عكرمه و عطاء و غير اينها هم نقل و روايت كرده‌اند . شيخ ما « شريعت اصفهانى » چنان كه خود شنيدم ، همين قرائت را انتخاب و اختيار كرده بود و در رسالهء وى به نام : « أنارة الحالك في قرائة ملك و مالك » نيز ديدم كه اين اقوال را از مجمع البيان و الدر المنثور نقل كرده است . و اين دلالت دارد كه خورشيد مركز محسوسى ندارد تا به دور آن گردش كند ، چنان كه « كمپل » آمريكايى گمان كرده است ، و يا دلالت دارد بر اين كه خورشيد استقرارى ندارد ، زيرا « مستقر » ، مصدر ميمى است .
هامش
( 1 ) . تكوير ، آيات 1 - 2 . ( 2 ) . انعام ، آيه 96 .