تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
نيز هميشه نور بر صفحات سطوح آن تابان است ، يكى به علت اين كه داراى نُه قمر است كه هميشه با سرعت به گرد آن مىگردند و ديگر كوتاهى شب‌هاى آن است كه يك نيمه‌اش بيشتر اوقات از نور خورشيد روشن است و ديگر آن كه كرهء زحل را در كرهء مشترى چنان مىبينند كه كرهء ماه را در زمين ما و اين هم يكى از علل دوام روشنايى مشترى است . و اين كه فرمود : « ضوؤُها كالقمر ؛ روشنايى آن چون ماه است . » گمان مىكنم وجه تشبيه مشترى به ماه بعد از تشبيه درخشندگى آن به خورشيد ، همانا بيان جهت اكتساب نوراز خورشيد باشد ؛ يعنى هم‌چنان كه به اتفاق همهء دانشمندان هيئت روشنايى ماه از خورشيد است ، روشنايى كرهء مشترى نيز مطابق هيئت جديد ، مستفاد از نور خورشيد است . و جملهء « ضوؤُها كالقمر » را از اين جهت پس از جملهء « بيضاء كالشمس » آورده است كه توهّم نشود مشترى هم چون خورشيد ذاتاً روشن و روشنىبخش است و به طور اشاره بيان نموده كه نور مشترى نيز چون نور ساير سيارات ، مكتسب از خورشيد است . و اين كه فرمود : « نباتها كالزعفران ؛ گياهش چون زعفران است . » چون وجه تشبيه را ذكر ننموده قدرى مطلب مبهم است و نمىدانيم آيا مقصود اين است كه گياه زمين مشترى از حيث طبع چون زعفران است ؟ يا از حيث شكل ، يا از جهت رنگ و ممكن است وجه شباهت را همان رنگ گرفته ، عبارت خبر را بدان تفسير نموده و بگوييم : هم‌چنان‌كه نوعاً رنگ گياه مريخ مايل به سرخى و رنگ گياه زمين ما مايل به سبزى است ، گياه زمين مشترى زعفرانى رنگ است ، بعضى از دانشمندان گفته‌اند كه گياه و درخت در « مشترى » فراوان است ، چون ميزان حرارت آن معتدل است و علاوه ، درخت‌هاى آن به سبب بزرگى مشترى از زمين ما ، بزرگ‌تر است و اگر اين گفتار صحيح باشد ، روايتى را كه « قمى » در تفسير خود از پيامبر صلى الله عليه و آله دربارهء بزرگى برگ‌هاى