اطلاعات پيامبر و ائمه عليهم السلام بود و از اينجا بود كه معصوم عليه السلام مطابق آنچه كه او خوانده و حفظ كرده بود ، به او جواب مىداد .
و گروهى در درياى نادانى غوطهور بودند كه اگر مىشنيدند زمين به اين بزرگى در فضا معلق است ، حتماً آن را تكذيب كرده و نسبتهاى ناشايست به گويندهء آن مىدادند و ناچار در اين صورت امام عليه السلام طورى جواب مىداد كه هم موافق سليقهء آنها باشد و هم اگر روزى به دست اهلش افتاد مقصود را به خوبى درك نمايد .
و از اين جهت وقتى مىپرسيدند زمين روى چيست ؟ مىفرمودند : بر شاخ گاو ! - يعنى به شكل آن - و چون مىپرسيدند گاو بر چيست ؟ جواب مىدادند : بر ماهى ! - يعنى به شكل ماهى - و چون از ماهى سؤال مىكردند ، مىگفتند : بر آب است و آب روى تاريكى است « 1 » ، يعنى سايهء زمين با قدرت خدا - و بسا در اين مواقع مىفرمودند :
هيهات ، هيهات ! اينجاست كه دانشمندان گمراه شدهاند .
به هر حال همهء اين پاسخها راست و مطابق حقيقت و شامل اسرار مهم و دقايق پنهانى است كه خدا داند و دوستان او .
هامش
( 1 ) . علامهء بزرگ مرحوم كاشف الغطاء در چاپ اول كتاب الأرض و التربةالحسينيه ، ص 71 و به بعد ، درباره اين قبيلاخبار بحث كرده و توضيح مىدهد كه اين قبيل اخبار ضعيف السند وسست بنياد را بايد به دور انداخت و به ديوار كوبيد ! و سپس در صفحهء 76 دربارهء خبرى كه در متن كتاب نقل شده ( با قيد اين كه اگر از امام باشد ) تأويلى بدين مضمون مىنويسد : « ماهى اشاره به نيروى زندگى و حيات است كه در زمين به وديعت گذاشته شده و نبات و حيوان و انسان از آن بهرهبردارى مىكنند و همين نيروى حيات است كه زمين و گاو را حمل مىكند و اين اشاره به آن چيزى است كه اين نيرو را تحريك مىكند و از آن بهره بردارى مىنمايد . . . » !
ولى بايد اعتراف كرد كه اين قبيل تأويلات در عصر ما نمىتوانند براى گروهى قانع كننده باشند و شايد با ملاحظه اين نكته است كه بعضى از علماى بزرگ در كتابهاى خود اين قبيل روايات را مجعول دانسته و آنها را از « اسرائيليات » معرفى كردهاند و شايد هم حق با آنها باشد ! ( خ )