ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 87
صد تدارك بود چون حاضر بدند اين زمان هر يك به اقليمى شدند من كه را گيرم كه را قاضى برم اين قضا خود از تو آمد بر سرم چون نيايى و نگويى اى غريب پيش آمد اين چنين ظلمى مهيب گفت و اللَّه آمدم من بارها تا ترا واقف كنم زين كارها تو همى گفتى كه : خر رفت اى پسر از همه گويندگان با ذوقتر باز مىگشتم كه او خود واقف است زين قضا راضيست مرد عارفست گفت آن را جمله مىگفتند خوش مر مرا هم ذوق آمد گفتنش مر مرا تقليدشان بر باد داد اى دو صد لعنت بر اين تقليد باد خاصه تقليد چنين بىحاصلان كابرو را ريختند از بهر نان عكس ذوق آن جماعت مىزدى وين دلم زان عكس ذوقين مىشدى گروه دوم - با اين كه مىدانند آنچه كه براى دفاع از آن تلاش مىكنند باطل است ، قدرت اراده بر كنار رفتن از آن دفاع را در خود نمىبينند ، حتى ممكن است نوعى اكراه بىاثر در بارهء تلاشى كه در دفاع از باطل انجام مىدهند در درون خود داشته باشند . گروه سوم - اسارت سخت و بردگى مطلق هوى و هوسهاى نفسانى . شايد بتوان گفت اين يكى از اساسىترين علل تلاش و مقاومت جدى در حمايت از باطل و باطل گرايان مىباشد . وقتى كه انسان هوى و هوس خود را تا سر حدّ الوهيت به بالا ببرد ، قطعى است كه ملاك حركت و تلاش و جديت وى همين هوى و هوس خواهد بود اعم از اين كه حق باشد يا باطل ، زيرا ملاك حيات و كوشش براى آن ، چيزى جز هوى و هوس در نزد او نيست . ممكن است گفته شود آيا امكان آن هست كه واقعا مطلوبيت هوى و هوس تا درجه الوهيت بالا برود پاسخ اينست كه : آرى ، مگر سخن خداوندى را نشنيدهايد كه مىفرمايد : * ( أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَه هَواه وَأَضَلَّه الله عَلى عِلْمٍ ) * ( 1 ) ( 1 ) الجاثية آيهء 23 و الفرقان آيه 43 ( آيا ديده اى كسى را كه هواى خود را براى خود معبود اتخاذ كرده است و خداوند او را بر مبناى علم گمراهش كرده است . ) وقتى كه ما در وضع روانى اين گونه اشخاص دقت مىكنيم ،