ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 88
مىبينيم : اساسىترين مختص معبود قرار گرفتن ، توجه انسان با همهء ابعاد و عناصر فعال شخصيتش به موضوعى است كه آن را مورد گرايش قرار داده است و ما مىتوانيم از كلمهء گرايش و پرستش در بارهء چنين وضع روانى استفاده كنيم بدون كمترين مسامحه . وقتى مىگوئيم : آن شخص هوى پرست است و آن شخص لذت پرست است ، سخنى مجازى نگفتهايم . زيرا پرستش و گرايش همان گونه كه بوسيلهء عوامل و استعدادهاى خيلى والاى شخصيت تحقق پيدا مىكند ، مانند خداپرستى و خداگرايى انبياى عظام و اوصياى كرام و ديگر اولياء الله ، همچنين پرستش و گرايش يك موضوع بىاساس مانند مقام ، ثروت ، هوس و لذت و شهرت نيز با به كار گرفتن عوامل سطحى شخصيت ، و خنثى ساختن عوامل و استعدادهاى خيلى والاى شخصيت صورت مىپذيرد . گروه چهارم - كسانى هستند كه نخست با تكيه به نيروى حقيقت خواهى خود و با استناد به معلومات محدوده اى كه دارند ، وارد جريانات زندگى كه پر از حق و باطل است مىگردند ، ناگهان با بروز استعدادهاى جالب توجه از وى و استقبال و توجه مردم به وى ، نيروى حقيقت خواهى او مستهلك مىگردد يا در صورت خود باختگى شديد در برابر مقام و شهرت و ثروت و خودنمايى همان نيرو را در استخدام باطل خواهى در مىآورد و تدريجا با تفسيرات و توجيهات نابكارانه از معادن باطلها گوهرهاى حق را استخراج مىكنند و واقعا آنها را حق مىبينند . در اين موقعيت است كه او در برابر حق كر و كور و لال شده است : * ( صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ ) * ( 2 ) ( 2 ) البقرة آيه 18 ( آنان كر و لال و كورند و آنان بر نمىگردند ) * ( وَمَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِي ) * ( 3 ) ( 3 ) البقرة آيه 171 ( آنان كر و لال و كورند و آنان تعقل نمىكنند ) . گروه پنجم - جهل به قانونى بودن و عظمت حق و خلاف قانونى بودن و پستى