تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
علمى هستند ) در مراكز و جوامع علمى مطرح نموده‌اند ، نه تنها همهء آنها از جنبهء علمى محض قابل بررسى نبودند ، بلكه حتى خلاف علمى بودن مقدارى فراوان از آنها نيز به ثبوت رسيده است .

تعريف و مختصات قانون علمى

منظور از قانون علمى چيست براى توضيح قانون علمى نظريات مختلفى تاكنون در عرصهء افكار بروز نموده است و هر يك يا چند صاحبنظرى يكى از آن نظريات را مورد پذيرش قرار مىدهند . به نظر مىرسد كه اغلب آن نظريات يك يا چند بعد از تعريف قانون علمى را عرضه مىكنند نه اين كه همهء آنها در صفوف متضاد و مخالف با يكديگر قرار گرفته باشند . به عنوان مثال آن صاحبنظرى كه مىگويد : قانون علمى آن قضيه ايست كه قابل تكرار در جهان عينى است ، مخالفتى با آن متفكر ندارد كه مىگويد : قانون علمى آن قضيه است كه قابل تطبيق به موارد متعدد بوده و از كليتى برخوردار است كه فراگير بيش از يك فرد و مصداق مىباشد . بنا بر اين منظور هر دو متفكر اين است كه اگر يك پديده و جريان نتواند بيش از يك مورد و مصداق داشته باشد ، آن پديده يا جريان ، جنبهء علمى نخواهد داشت . و از اين جهت است كه همهء متفكران و صاحبنظران در اين قضيه اتفاق نظر دارند كه قضاياى جزئى و مشخص كه حكايت از واقعيات در جريان جزئى و مشخص مىنمايند هرگز از بعد قانون علمى برخوردار نمىباشند ، اگر چه مىتوان آنها را از ديدگاه علمى و به عنوان مسائل علمى مورد بررسى قرار داد . همچنين آن متفكرى كه مىگويد : « هر قانون علمى اثبات مىكند كه بروز هر پديده اى در جهان عينى مشروط به بروز شرايط و مقتضيات و نبودن موانعى است كه با اختلال در هر يك از آنها ، در پديدهء مزبور خللى وارد خواهد آمد ، همان بعد قانون علمى را طرح مىنمايد كه آن ديگرى آن را چنين وصف مىكند كه اگر در جهان هستى نظمى برقرار نبود هيچ قانونى در معرفت بشرى تحقق نمىيافت . اين گونه نظريات نه تنها مخالف يكديگر در معرفى قانون علمى نمىباشند ، بلكه از يك جهت همديگر را تأييد نموده و يك حقيقت را از ديدگاههاى گوناگون ( كه بسيار مفيد است ) مورد بررسى قرار مىدهند . حال مىپردازيم به تعريف لازم در بارهء قانون علمى كه از اهميت