تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩

آيا مىتوان مرزى ما بين « من » و « جز من » در علم تعيين نمود

به نظر مىرسد اين مرز تنها با علم حضورى در بارهء ذات ( من ) مشخص مىگردد . يعنى انسان تنها در هنگام بر نهادن « من » براى خويشتن است كه مىتواند « جز من » را با تعيين خاص خود مطرح نمايد . توضيح اين كه اگر ما بخواهيم خود ذات ( من ) را براى خود بر نهيم و با علم حضورى آن را دريابيم بدون ترديد بدون اين كه با « جز من » ( با واقعيات عالم هستى در برون ذات ) مخلوط و غير قابل تفكيك شود مىتوانيم از عهدهء چنين كارى برآييم ، يعنى ما مىتوانيم « من » را بطور خالص و ناب در مقابل « جز من » دريافت نماييم . ولى قضيه در اين مورد تمام نمىگردد ، بلكه در هنگام بدست آوردن علم به جهان خارج از من درك كننده كه واقعيات جهان هستى براى خود است عوامل و وسايل و كانالهائى از برون ذات و درون ذات در ارتباط مزبور دخالت و تأثير مىنمايند ، مانند حواس و ذهن و مبانى انديشه و هدف گيريها و آرمانها و غير ذلك از امور كه در مبحث گذشته آنها را تا حدودى توضيح داديم . بدين جهت است كه ما مجبور مىشويم منطقهء « من » را بر دو قسمت عمده تقسيم نماييم :

قسم يكم - شئون مربوط به ذات « من »

مانند لذايذ و آلام و نقص و كمال و آن رويهء علم و معرفت كه بسوى « من » است . مىتوانيم اين قسم را صفات ذاتى « من » بدانيم ، يعنى اين امور عارض بر ذات « من » مىباشند . قطعى است كه همان گونه كه در علم حضورى اولى ( موقعى كه ذات « من » خود را درك مىنماييم ) « من » را از « جز من » مجزا و مستقل در مىيابيم ، همچنين اين قسم از شئون « من » يا ذات را نيز مىتوانيم مانند خود « من » مجزا و مستقل از « جز من » دريافت كنيم .

قسم دوم - شئون مربوط به فعاليتهاى « من » است

مانند انديشه و تعقل و آگاهيهاى تصورى و تصديقى و تجسيمات و آن رويهء علم و معرفت كه رو بسوى منطقهء برون ذاتى ( جز « من » است كه شامل همه واقعيات جهان هستى براى خود مىباشد . ) تشخيص مرز ما بين اين فعاليتها و صفات منتزع از آنها از يك طرف و واقعيات جهان هستى براى خود ( جز « من » ) از طرف ديگر امكان ناپذير به نظر مىرسد . و به عبارت ديگر در عرصه اى كه نمايشنامهء بزرگ وجود در جريان است تشخيص مرز