راست پيش مىرويم و پيوسته بيشتر و بيشتر به منزل نزديك مىشويم ، ولى هرگز به آن نخواهيم رسيد ، زيرا منزل نهايى همچون نور ضعيفى است كه پيوسته از دور چشمك مىزند و غير قابل وصول است . تملك حقيقت نيست كه براى جوينده خوشبختى و غنا مىآورد ، بلكه كاميابى در وصول ( در مسير وصول ) به حقيقت مايهء خوشبختى و غنا است . و اين گفتهء حكيمانه را متفكران دوربين مدتها پيش از آنكه لسينگ با جملهء مشهور خود مهر رسميت بر آن بزند ، گفته بودند . ( 1 ) معناى پاسخ ماكس پلانك از سؤال فوق اينست كه ما با همين روش علمى رسمى كه از طرق حواس و آزمايشگاهها و عوامل ذهنى پيش گرفتهايم در ارتباط با واقعيات ، حقايق بسيار فراوانى را بدست آورده و در شئون زندگى خود از آنها بهره مند گشتهايم . كشف حقايق با همين روش در حال دوام و استمرار است . و اين يك حقيقت است كه
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 236
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٣٦
هر دم از اين باغ برى مىرسد
تازه تر از تازه ترى مىرسد
ولى هرگز به منزلگه نهائى كه آن را با كمال جديت در هر امرى مىجوييم نخواهيم رسيد . به نظر مىرسد اگر دو اصل ديگر را هم به نظريهء ماكس پلانك اضافه كنيم به پاسخى قانع كننده تر از پاسخ فوق خواهيم رسيد :
( جهان عينى كه منطقهء برون ذاتى است ) و جهان درونى كه منطقهء درون ذاتى است . يعنى همان گونه كه قانون معروف انبساط اجسام به وسيلهء حرارت در جهان عينى در جريان است ، همچنين احساس حرارت مستند به حس لامسه با وسائل گوناگون مختلف مىباشد ، يعنى انسانها در احساس حرارت كه از تأثيرات درون ذاتى است از واسطهها و عوامل مختلف ، تأثرات گوناگون خواهند داشت . درجه اى معين از حرارت در يك فضا ، مثلا فضاى اتاق به وسيلهء موجودات مختلف كه در آن اتاق است يكسان نمىباشد ، حرارتى را كه لامسهء انسانى از شيشه احساس خواهد كرد ، غير از احساس همان درجه از حرارت است كه در فضاى اتاق به وسيلهء پشم يا چوب يا گچ و سنگ خواهد نمود . اين
هامش
( 1 ) علم بكجا مىرود - تأليف ماكس پلانك با مقدمه اى از اينشتين ترجمهء آقاى احمد آرام ص 116 و 117