تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
تربيتها به اثبات لزوم حذف اين قضيهء ساختگى از فرهنگ بشرى موظف هستند كه : « هر چه هست جسم است و ماده » همچنين موظفاند اين قضيه را اثبات كنند كه روح آدمى بدون مركبى كه آن را كالبد بدن ناميده است و بدون بدنى بزرگ كه اين جهان هستى است ، نمىتواند بوجود خود ادامه بدهد . و به عبارت ديگر حذف روح و روحانيات از دستگاه هستى و علوم انسانى همان مقدار مضر بر معارف بشرى است كه حذف جسم و جسمانيات .

16 - « چنين ديدگاههايى پندار بشر را در مورد طبيعت تغيير مىدهند

و او را به دگرگون ساختن ريشه اى مدلهاى توسعه ، يعنى ريشه كن كردن بيسوادى ، جهل و بدبختى ، پايان مسابقهء تسليحاتى ، ارائه پروسه‌هاى يادگيرى ، سيستمهاى آموزشى و طرز تفكرهاى جديد ، اجراى شيوه‌هاى توزيع مناسبتر جهت تأمين برابرى اجتماعى ، طرح نوينى براى زندگى بر پايهء كاهش ضايعات و هدر دادن منابع ، توجه به حفظ تنوع موجودات زنده ، اختلافات اقتصادى - اجتماعى و بعد فرهنگى كه وراى مفاهيم كهنه و پوسيدهء قدرت است فرا مىخوانند . « به نظر مىرسد اساسىترين مسئله اى كه دنياى امروز با آن روبرو است ، يك مسئلهء بسيار مهم است كه مىتوان گفت اكثر صاحبنظران آگاه كه واقعا به آزادى فكر نائل گشته‌اند ، و توانسته‌اند به تفكر خالص و ناب در بارهء انسان و مزايا و دردها و درمانهاى او توجه كامل داشته باشند مسئلهء قدرت است يعنى اگر بشر امروز بتواند گامى قهرمانانه برداشته و اثبات كند كه : قدرت يعنى عدالت قدرتمند يعنى عادل و از پرتگاه نابود كننده آن منطق تباه كننده كه مىگويد : عدالت يعنى قدرت ، و عادل يعنى قدرتمند خود را نجات بدهد ، هيچ مانعى در برابر او براى وصول به كمال مطلوب اگر چه بطور نسبى نخواهد ماند ، ولى متأسفانه بنا بر مثلى كه در ميان مردم مشهور است » افسوس كه كور وقتى كه چيزى را گرفت آن را رها نمىسازد « بسيار بعيد به نظر مىرسد كه بشر با اين وضع خيره كننده اى كه مدار همه چيز را قدرت قرار مىدهد [ و در نظر او زيبا يعنى قدرت تكليف يعنى قدرت نيكو يعنى قدرت عدالت يعنى قدرت قانون يعنى قدرت